آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦ - ٣ آنچه مىبينيم و آنچه نمىبينيم
شايد در گذشته يك دانشمند مىتوانست بگويد: آنچه را كه حواس درك نكرده، قبول ندارم، امّا امروزه بر اثر پيشرفت علوم ثابت شده است كه:
موجوداتى كه در عالم، قابل احساس نيستند به مراتب از آنچه تا كنون درك شده بيشتر و فراوان ترند. در دل طبيعت آن قدر موجود هست كه با هيچ يك از حواس درك نمىشوند و موجودات درك شده در مقابل آنها حكم صفر را دارند!
به عنوان مثال به چند نمونه زير توجّه فرماييد:
الف) در فيزيك به ما مىگويند: اصول رنگها هفت رنگ بيشتر نيست كه نخستين آنها رنگ سرخ و آخرين آنها بنفش است، ولى در ماوراى آنها هزاران رنگ قرار دارد كه براى ما قابل درك نيست و حدس مىزنند كه ممكن است بعضى از حيوانات تعدادى از آنها را ببينند.
علّت مطلب روشن است، زيرا رنگ بر اثر امواج نور پديد مىآيد، يعنى نور آفتاب يا نورهاى ديگر، مركّب از رنگهاى گوناگون است كه بر روى هم رنگ سفيد را تشكيل مىدهند و چون به جسمى مىتابد، آن جسم قسمتهاى مختلفى از رنگهاى آن را در خود هضم مىكند و بعضى را هم بر مىگرداند.
آن را كه بر مىگرداند همان است كه ما مىبينيم و به همين جهت اجسام در تاريكى داراى هيچ رنگى نيستند و از طرفى اختلافات و تغيير رنگها نتيجه تغيير تعداد نوسان امواج نور است. يعنى اگر تعداد ارتعاش در هر ثانيه به ٤٥٨ تريليون برسد، رنگ سرخ را تشكيل مىدهد و در ٧٢٧ تريليون، رنگ بنفش را و پايينتر و بالاتر از اين دو، رنگهاى فراوانى وجود دارد كه براى ما قابل درك نيست.
ب) اگر امواج صوت، تعداد ارتعاششان در ثانيه بين ١٦ تا ٠٠٠، ٢٠ باشد، براى ما قابل درك است و بيشتر يا كمتر از آن، براى ما قابل درك نيست.
ج) آنچه را كه ما از امواج نور درك مىكنيم، امواجى است كه فركانس آن ميان ٤٥٨ تا ٧٢٧ تريليون در ثانيه است و كمتر و بيشتر از آن براى ما قابل رؤيت نيست.