آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - تكامل اجتماع
«لامارتين»، فيلسوف و شاعر فرانسوى مىگويد:
«وجدان بدون خدا مانند محكمه (دادگاه) بدون قاضى است».
كمال عملى:
شايد محتاج به تذكّر نباشد كه كمال عملى انسان، ناشى از كمال اخلاقى اوست، زيرا عمل، همان انعكاس و پرتو اخلاق است و به عبارت دقيقتر: همه كارهاى انسان يك ريشه اخلاقى دارد و به همين جهت ما روحيّات و صفات افراد را، در طرز عمل و كردار آنها جستجو مىكنيم. البتّه گاهى ممكن است انسان به طور تصنّعى و ساختگى، عملى را برخلاف روحيّات خود انجام دهد، امّا بديهى است كه اين عمل، جنبه استثنايى دارد و دوامپذير نيست. بنابراين براى اينكه اعمال و رفتار بشر، خوب و كامل باشد، بايد قبل از هر چيز، غرايز حياتى، تعديل گردد و روحيّات و صفات عاليه در حال رشد و پرورش باشد.
خلاصه، مطالبى را كه در كمال اخلاقى بيان كرديم، به اين بحث مربوط خواهد گرديد و به اين ترتيب ثابت مىشود كه كمال عملى انسان، تنها در سايه ايمان به خدا انجامپذير است.
تكامل اجتماع:
اگر از مباحث پرغوغاى جامعهشناسان و حقوقدانان كه درباره اجتماع كردهاند صرف نظر كنيم و بخواهيم با همان فكر ساده، اجتماع را معنا كنيم، خواهيم گفت كه اجتماع عبارت است از مجموعه افراد با پيوندها و نسبتهاى موجود ميان آنها، يعنى افرادى كه از لحاظ افكار، روحيّات، رسوم و عادت، شبيه به هم و از جهت معاشرت و آميزش، نزديك به هم بوده و زندگى مشتركى داشته باشند.