آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧ - ٣ پيشرفت خداشناسى همگام با علوم
نمىتوانستيم فراتر از ظواهر محسوس طبيعت، قدم بگذاريم و از اين رو دلايل ما محدود و سر بسته بود، ولى امروز از كوچكترين ذرّات تا بزرگترين كواكب و كهكشانها- از دورترين تا نزديكترين آنها- را مىتوان وسيله شناسايى آن ذات مقدّس قرار داد.
امروز مىتوان، بر اثر پيشرفت علوم، خدا را از جهات مختلف، با يك برگ درخت و يا يك تارمو شناخت؛ بنابراين علم نه تنها با اصول خداشناسى منافات ندارد بلكه بهترين تكيه گاه و وسيله خداشناسى است. (دقّت كنيد.)
آرى بشر در گذشته از يك برگ سبز، چيزى جز يك ظاهر ساده، از يك مو، جز موجودى كم ارزش، از آسمان جز صفحهاى نيلگون- كه ميخهاى نقرهاى آن را زينت مىبخشيد- از خود غير از گوشت و پوست و استخوان و سر انجام از جهان پهناور، جز محيط زندگى محدود خود چيزى را نديده و از رموز خلقت به طور كامل بىاطّلاع بود، ولى امروز بيدار شده و در دل هر ذرّه، آفتابى درخشان و از هر برگ درخت، صدها رمز نهفته مىخواند. اين هم مسلّم است كه هر اندازه اهميّت دستگاهى روشنتر شود، ارزش و اهميّت مقام سازنده آن بيشتر جلوه مىكند؛ فرق ميان انسان امروز و ديروز، فرق ميان يك آدم بىسواد با يك دانشمند بزرگ مىباشد. كدام يك از آن دو بهتر و كاملتر خدا را مىشناسند؟!
به همين جهت است كه كتابها و سخنان پيشوايان بزرگ دين، بشر را به تفكّر و تدبّر در موجودات جهان ترغيب كرده و كسانى را كه در اين مورد كوتاهى مىكنند، سرزنش نمودهاند و بهترين وسيله خداشناسى را مطالعه مخلوقات قرار دادهاند. [١]
اينك منصفانه قضاوت كنيد! آيا پايههاى دين و اساس خداشناسى در سايه
[١]. با مراجعه به اخبار و بحثهاى پيشوايان اسلام به خصوص امام صادق عليه السلام با مادّىها، اين حقيقت به طور كامل روشن مىشود و روش قرآن مجيد در توحيد و خداشناسى همين است و تا آنجايى كه امكان دارد از ساير دلايل و براهين فلسفى خوددارى شده است.