آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧ - ٧ بانگ بيدار باش!
قبول توحيد و وجود نظم و حكمت در سر تا سر عالم هستى سازش دارد؟) بحث و گفتگوى بسيارى كردهايم، ولى اين آخرين قسمتى است كه درباره اين ايراد بحث مىكنيم. اميدواريم با در نظر گرفتن مجموع اين بحثها پاسخ قانع كننده و كافى به اين ايراد داده باشيم.
اگر فراموش كارى نبود ...!
از نظر يك موحّد و خداشناس در سر تا سر جهان آفرينش چيزى بى فايده، بى مصرف، غلط، زيانبخش و ناموزون وجود ندارد و بر اين اساس تمام صفات و ملكات انسانى (خوب يا بد) لازم هستند؛ به عنوان مثال ريشه غريزه خودخواهى، جاهطلبى و دنيا پرستى- كه همان عشق به حيات و مظاهر آن است- جزء اساسىترين پايههاى زندگى است، ولى افراط و تفريط در اين غرايز حياتى و ضرورى است كه بدبختى به بار مىآورد و گرنه در تمام وجود انسان، چيزى زايد و ناجور وجود ندارد و آنچه هست پايه تكامل وجودى اوست.
افراط در عشق به حيات، سر از دنياپرستى، و غريزه رقابت، سر از حسد و علاقه به حيثيّت و شخصيّت، سر از جاهطلبى در مىآورد.
از جمله صفات و حالاتى كه ريشه آن در وجود انسان هست و بايد هم باشد غفلت و فراموشكارى است. عزيزى از دست انسان مىرود، در تجارت ورشكسته مىشود، در ميدان مبارزه شكست مىخورد و خلاصه در زندگى با مصيبت و ناكامى مواجه مىشود؛ در اين حال احساس مىكند كه كوهى از اندوه و غم، روى مغز او سنگينى مىكند، فشار طاقت فرسايى بر او وارد مىشود، نزديك است اعصاب او زير بار اين فشار در هم بشكند- و اگر ادامه پيدا كند همين طور هم خواهد شد- ولى چيزى نمىگذرد كه پردههاى غفلت، فراموشكارى و بى خبرى همچون ابر رحمتى كه آفتاب سوزان تابستان را بپوشاند و سايه راحت بخش خود را