آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - ٧ بانگ بيدار باش!
حال غرور، مستى، غفلت، بى خبرى و توجّه نداشتن به غير خود، به سر مىبرند.
در مقابل، افرادى كه در زندگى، ناكامىها ديدهاند افرادى بيدار، هوشيار، پر عاطفه، مصمّم، روشنبين و چاره جو هستند. اينها حقايقى است كه به استدلال و برهان نياز ندارد و هر كس با كمى مطالعه و بررسى در حالات خود و ديگران به آن پى مىبرد.
زمامداران زورمند، همين كه از تخت قدرت سقوط مىكنند، احساس مىكنند كه پردههاى ضخيمى از جلوى چشم آنها كنار رفته و چيزهايى را مىبينند كه تا كنون قدرت درك آن را نداشتند.
ثروتمندان سنگدل، همين كه دچار ورشكستگى مىشوند و سرمايه و ثروت آنها بر باد مىرود، احساس مىكنند در عالم تازهاى قرار گرفته و مطالب تازهاى مىبينند و آرزو مىكنند كه اى كاش پيش از اين هم همين حال را مىداشتند و مىتوانستند از موقعيّت خود استفاده كافى ببرند.
اعتراف انسان به ناتوانى خود!
بشرى كه پيشرفتها و موفّقيّتهاى علمى، رؤياى پرواز به آسمانها را براى او تحقّق بخشيده و برق، اتم، ليزر و ساير نيروهاى طبيعت سر بر فرمان او نهادهاند و زندگى او رنگ تازهاى به خود گرفته، ممكن است چنان به قدرت خود مغرور شود و از ناتوانى و ضعف خود در برابر قدرتى كه اين دستگاه را به وجود آورده بى خبر بماند كه هدف زندگى و حيات را به كلّى فراموش كرده، سرگرم شهوات زندگى شود، تمام اصول اخلاقى را زير پا گذارد و آشكارا به نقض حقوق ديگران بپردازد.
ناگهان زلزلهاى در گوشهاى از دنيا (مانند طبس يا منجيل- رودبار يا تركيه) رخ مىدهد و چنان تكانى به زندگى او مىدهد كه همه قدرتها در برابر آن از كار مىافتد، قطعات بزرگ سنگها بر روى هم مىغلتند، امواج دريا سهمگين مىشوند و خشكى و دريا با هم مخلوط شده و غوغايى بر پا مىكنند.