دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥
٦٣٢٠.الكافى ـ به نقل از معلّى بن محمّد ـ: از امام كاظم عليه السلام يا امام رضا عليه السلام سؤال شد : دانش خدا چگونه است ؟ فرمود : «دانست و خواست و اراده كرد و مقدّر ساخت و حكم فرمود و تنفيذ نمود . سپس آنچه را كه حكم كرد ، تنفيذ نمود ؛ و آنچه را كه مقدّر ساخت ، حكم فرمود ؛ و آنچه را كه خواست مقدر كرد . پس خواستن از روى دانش او ، و اراده اش برخاسته از مشيّت او ، و تقديرش از اراده او ، و حكمش بر پايه تقدير او ، و تنفيذش بر اساس حكمش بود . دانش بر مشيّت مقدّم است و مشيّت در مرتبه دوّم و اراده ، در مرتبه سوّم است . و تقدير بر اساس حكم او و در پى تنفيذش واقع مى شود . پس براى خداى ـ تبارك و تعالى ـ ، هر گاه بخواهد، در آنچه مى داند و در آنچه براى تقدير اشيا اراده مى نمايد، امكان بَدا هست . پس هر گاه حُكمى پس از تأييد، تحقّق يابد، ديگر بَدايى نيست . پس، علم، پيش از به وجود آمدنِ معلوم ، و مشيّت، پيش از تحقّق وجود خارجى ، و اراده، مقدّم بر جامه عمل پوشيدن اراده شده است و مقدّر شدن اين معلوم ها، مقدّم بر جدايى و اتّصالِ خارجى و زمانىِ آنها بوده است ، و حكمِ تأييد شده، همان چيزهاى استوارِ انجام يافته و صاحبِ جسم اند كه با حواس، درك مى گردند، از قبيل : اجسام رنگى و بودار ، و وزن شدنى و پيمانه شدنى، و جاندار و لانه دار، نظير: انسان و جِن، پرندگان و درندگان، و غير آنها كه با حواس، درك مى شوند . پس براى خداى ـ تبارك و تعالى ـ درباره چيزى كه وجود خارجى ندارد، بَدا هست . پس، هر گاه موجود خارجىِ قابل فهم و درك [١] ، تحقّق يابد، ديگر بَدايى نيست» .
٦٣٢١.الغيبة ، نعمانى ـ به نقل از داوود بن قاسم جعفرى ـ: نزد امام جواد عليه السلام بوديم . داستان سُفيانى و آنچه در روايت درباره اين كه كار او حتمى است، آمده ، مطرح گرديد . به امام جواد عليه السلام گفتم : آيا در كار حتمى، براى خدا بَدا حاصل مى شود ؟ فرمود : «بله». به او گفتيم : پس مى ترسيم درباره قائم(عج) براى خداوند، بدا حاصل شود . فرمود : «همانا قائم، از وعده هاى خداست و خداوند، در وعده خلاف نمى ورزد» [٢] .
[١] علّامه مجلسى گفته است: كلام امام عليه السلام كه فرموده : «وقتى مُدرَك و مفهوم را در عالم واقع قرار داد» ، يعنى : [خداوند] در لوح ، آنها را از هم تفكيك كرد و جداگانه قرار داد و يا در عالم خارج، ايجادشان كرد. و چه بسا مراد از اين قبيل امور، اختلاف مراتب تقديرشان، در لوح محو و اثبات باشد.[٢] براى «محتوم»، چندين معنا وجود دارد كه احتمال بدا و تجديد نظر در برخى از آنها هست . تعبير «فى الميعاد ؛ در وعده» ، اشاره است به اين كه امكان بدا در آن نيست؛ چون خداوند فرموده است: «خداوند ، خُلف وعده نمى كند» . حاصل آن كه اين، چيزى است كه خدا به پيامبرش و اهل بيت وى ، به جهت شكيبايى در برابر سختى هايى كه از سوى مخالفان به آنها رسيده، وعده داده است؛ و خدا خلف وعده نمى كند. احتمال هم دارد كه مراد از «بدا» در امور حتمى، تغيير در خصوصيات آن باشد و نه در اصلش؛ مانند خروج سفيانى پيش از زوال دولت بنى عبّاس و مانند آن.