دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩
مى شود ، بى آن كه براى او در چيزى ، بَدا پيدا شود» . فرض سخن غِفارى ، اين است كه نسبت دادن بَدا به خداوند ، به نادانىِ او باز مى گردد ؛ چرا كه او مى گويد : «چگونه براى خدا ، توهّمِ بَدا شود ، در حالى كه اصل كتاب ، در نزد اوست؟» . اين فرض ، نادرست و بر خلاف نصوص احاديث اماميّه است كه پيش تر نقل شدند . احاديث اماميّه ، تصريح دارند كه بَدا ، از علم مكنون و مخزون خداوند ، نشئت مى گيرد و اين علم ، بر همه بَداها حاكم است . امام صادق عليه السلام ، در اين باره مى فرمايد : إنّ للّه ِِ عِلمَينِ : عِلمٌ مَكنونٌ مَخزونٌ لا يَعلَمُهُ إلّا هُوَ ، مِن ذلِكَ يَكونُ البَداءُ ، وَ عِلمٌ عَلَّمَهُ مَلائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أنبِياءَهُ فَنَحنُ نَعلَمُهُ . [١] خداوند ، دو گونه علم دارد : علم مكتوم و اندوخته كه جز خود او ، كسى از آن اطّلاعى ندارد ، و بَدا ، از اين علم خداست ؛ و علمى كه به فرشتگان و فرستادگان و پيامبرانش آموخته است و ما هم آن را مى دانيم . در حديثى ديگر از امام صادق عليه السلام ، آمده است : كُلُّ أمرٍ يُريدُهُ اللّه ُ فَهُوَ فى عِلمِهِ قَبلَ أن يَصنَعَهُ ، وَ لَيسَ شَيءٌ يَبدو لَهُ إلّا وَ قَد كانَ فى عِلمِهِ ، إنَّ اللّه َ لا يَبدو لَهُ مِن جَهلٍ . [٢] هر چه را كه خداوند بخواهد ، قبل از آن كه آن را بسازد ، در علم او هست . و براى خدا در هيچ چيزى بَدا پيدا نمى شود ، مگر اين كه در علم او هست . بَداى خدا ، ناشى از جهل نيست . دهلوى ، يكى از معانى بَدا را بَدا در علم مى داند و آن را «بَدا در اخبار» مى نامد . او مى گويد :
[١] ر . ك : ص ٤٦ ح ٦٣١٠ .[٢] ر . ك : ص ٤٨ ح ٦٣١٢ .