دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨
تقديرى خاص ، مانند : فقرِ فلان كس ، يا بيمارىِ فلان كس ، مى تواند اين تقدير را تغيير دهد و آن دو كس را غنى و سالم كند . اين كه بگوييم : «خداوند ، پس از تقدير نمودنِ يك چيز ، ديگر توانايى تغيير آن را ندارد» ، محدود كردن قدرت خدا و سلب نمودن كمالى از كمالات اوست ، و اين ، خلاف حكم صريح عقل است .
عدم تعارض بَدا و علم اَزَلى
مهم ترين اشكال منكِران بَدا ، اين است كه بَدا با علم مطلق و ذاتى خدا ، ناسازگار است . غِفارى (از نويسندگان اهل سنّت و از مُنكِران بَدا) ، در مورد استناد شيعه به آيه : «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَآءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ ؛ [١] خدا ، آنچه را بخواهد ، محو يا اثبات مى كند ؛ و اصل كتاب ، نزد اوست» ، مى گويد : اين سخنشان باطل است ؛ چرا كه محو و اثبات ، با دانش و قدرت و اراده خداوند ، انجام مى پذيرد، بى آن كه برايش بَدايى پيدا شود . و چگونه براى خدا ، توهّمِ بَدا شود ، در حالى كه اصل كتاب ، در نزد اوست و علم اَزَلى اش فراگيرى دارد؟ خداوند ، در پايان آيه ، تبيين كرده كه هر چه از محو و اثبات و تغيير ، حاصل مى شود ، به مشيّت خداست و در اُمّ الكتاب ، ثبت است . [٢] در پاسخ ، بايد گفت كه مقصود از بَدا ، همين «محو و اثبات ، با دانش و قدرت و اراده خداوند» است و اين سخن شما كه مى گوييد : «محو و اثبات ، با دانش و قدرت و اراده خداوند، انجام مى پذيرد، بى آن كه برايش بَدايى پيدا شود» ، اجتماع نقيضين است ؛ چرا كه معناى آن ، اين است كه «براى خدا ، بَدا حاصل
[١] رعد : آيه ٣٩ .[٢] اُصول مذهب الشيعة : ج ٢ ص ٩٤٩ ـ ٩٥٠ .