دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
٦٦٠٥.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از داوود بن كثير رقّى ـ: نزد امام صادق عليه السلام نشسته بودم. امام عليه السلام از پيش خود، چنين سخن آغاز كرد: «اى داوود! روز پنجشنبه ، كارهاى شما بر من عرضه شد. در ميان كارهاى تو كه بر من عرضه شد، صله رحمِ تو نسبت به فلان پسر عمويت بود كه مرا خوش حال ساخت. دانستم كه صله رحمِ تو نسبت به او، مايه تباهىِ عمر او و به پايان رسيدن مهلتش مى شود» . پسرعمويى داشتم كه دشمن امام عليه السلام ، ناصبى و خبيث بود. فهميدم كه وضع او و خانواده اش خوب نيست. پيش از آن كه به سوى مكّه خارج شوم، براى او خرجى حواله كردم. چون به مدينه رسيدم، امام صادق عليه السلام آن را به من خبر داد .
٦٦٠٦.الاختصاص ـ به نقل از على بن حمزه ـ: موسى بن جعفر عليه السلام به يعقوب فرمود : «... امّا برادرت، در مسافرتش ، پيش از آن كه به خانواده اش برسد، مى ميرد و تو هم از كار خود، پشيمان خواهى شد؛ چرا كه شما رابطه خويش را از هم بريده ايد . پس عمرتان كوتاه شده است». آن مرد پرسيد: اجل من ، كِى است؟ فرمود: «اجل تو ، فرا رسيده بود، تا آن كه به عمّه ات نيكى رساندى. خداوند هم عمر تو را بيست سال افزود و اجلت را به تأخير انداخت».
٦٦٠٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس دوست مى دارد كه خداوند ، عمرش را طولانى و روزى اش را گسترده سازد، صله رحم كند.
ر . ك : ص ٣١٥ (اعمالى كه موجب بركت است / صله رحم) .