دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١
اين كه برخى لازمه نسبت دادن بَدا به خداوند را نادانىِ خدا مى دانند ، دليل ديگرى نيز دارد و آن ، قياس خدا به انسان است ؛ همان چيزى كه در مباحث اعتقادى ، بايد به شدّت از آن پرهيز كرد ؛ چرا كه به فرموده امام رضا عليه السلام : إنَّهُ مَن يَصِفُ رَبَّهُ بِالقِياسِ لا يزالُ الدَّهرَ فِى الإلتِباس . [١] هر كس پروردگارش را با قياس [به بندگان] توصيف كند ، همواره روزگار ، در اشتباه است . براى ما انسان ها در كارهايى بَدا حاصل مى شود و به رأى جديدى مى رسيم كه غالبا در اثر اطّلاعات جديد و آگاهى بيشتر ماست . مخالفان بَدا ، همين حالت را در مورد خدا نيز جارى مى دانند . غِفارى مى گويد : در القاموس آمده است : بدا بدواً و بدوّاً ، يعنى : هويدا شد . در كار ، چيزى برايش هويدا شد ؛ يعنى برايش نظرى پيدا شد . پس بدا در لغت ، دو معنا دارد : يك . آشكار شدن پس از پنهان بودن؛ دو . پيدا شدن نظرى نو . و اين ، مستلزم جهل و به وجود آمدن علم است و هر دو براى خداوند متعال ، محال است . [٢] چنين تفسيرى از بَدا ، بر اساس قياس خالق به مخلوق است و مورد پذيرش پيروان اهل بيت عليهم السلام نيست . امام صادق عليه السلام مى فرمايد : مَن زَعَمَ أنَّ اللّه َ عز و جل يَبدو لَهُ فى شَى ءٍ لَم يَعلَمهُ أمسِ فَابرَؤُوا مِنهُ . [٣] هر كه بگويد براى خداوند عز و جل در باره چيزى بَدا حاصل شده كه آن را ديروز نمى دانسته ، از او بيزارى بجوييد . همچنين از منصور بن حازِم ، روايت شده كه :
[١] بحار الأنوار : ج ٣ ص ٢٩٧ ح ٢٣ .[٢] اُصول مذهب الشيعة : ج ٢ ص ٩٣٨ ، بين الشيعة وأهل السنة : ص ٧٥ ـ ١٨٦ .[٣] بحار الأنوار : ج ٤ ص ١١١ ح ٣٠ .