دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
دو . رأى مردم در برابر داورى وجدان
نكته قابل توجّه ديگر ، اين كه در ذيل روايت ياد شده و برخى روايات ديگر ، تأكيد شده كه رأى مردم در برابر داورى وجدان انسان ، بى ارزش است چنان كه جمله : «وَ إن أفتاكَ المُفتونَ ؛ هر چند فتوادهندگانْ تو را [ بر خلاف آنچه احساس مى كنى ،] فتوا دهند» در حديث ياد شده اشاره به اين معناست كه وجدان انسانى ، درستى و خوبىِ كارها را تشخيص مى دهد و آن را تصديق مى كند و بدان ، سكون و آرامش مى يابد ، همچنان كه وجدان ، كار بد و نادرست را نيز تشخيص مى دهد و حتّى اگر ديگران ، كارى را خوب و پسنديده بشمارند و بر آن پاى بفشارند ، دل و جان انسان ، بدان آرامش نمى يابد و به نوعى از آن ، احساس شكّ و تشويشِ خاطر مى كند . البتّه بايد توجّه داشت كه اين درك و شعور فطرى ، تعبّديات شرعى محض را شامل نمى شود .
سه . پيوند دين و خِرد
مطلب مهم ديگرى كه با توجّه به معيار نيكى و بدى از نگاه قرآن و حديث ، مى توان بدان دست يافت ، پيوند دين و خِرد ، و انطباق احكام نورانى اسلام با منطق فطرت و عقل ، و نيازهاى واقعى انسان است . اين معنا ، در شمارى از روايات ـ كه معيار ياد شده در پاسخ به تبيين انواع مُحلَّلات و محرّمات [١] يا نيكى ها و گناهان آمده ـ [٢] وضوح بيشترى دارد . همچنين ، اين روايات كه از امام على عليه السلام نقل شده ، پيوند دين و عقل را تأييد مى كنند : إنَّهُ لَم يَأمُركَ إلّا بِحَسَنٍ وَ لَم يَنهَكَ إلّا عَن قَبيحٍ . [٣] او تو را جز به خوبى ، امر نكرده و جز از بدى ، نهى نكرده است .
[١] ر . ك : ص ١٤٥ ح ٦٤٠٩ ـ ٦٤١١ .[٢] ر . ك : ص ١٤٣ ح ٦٤٠٥ ـ ٦٤٠٧ وص ١٤٤ ح ٦٤٠٨ وص ١٤٧ ح ٦٤١٢ .[٣] نهج البلاغة : نامه ٣١ .