تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
يا بميرى. ولى او در زير شكنجه فرياد مىزد: «احَد»، «احَد».
«خَبَّابِ بن ارَتّ» را برهنه كرده و بر پشتش سنگهاى داغ شده مىگذاشتند و سرش را مىپيچاندند؛ ولى او نيز هرگز تسليم آنان نشد. «١» اين شكنجههاى طاقتفرسا، در روحيه پنج تن از تازه مسلمانان سست اراده اثر گذاشت و آنان را به بتپرستى بازگرداند. «٢» اقدام ابوطالب «ابوطالب» وقتى ديد كار شكنجه نو مسلمانان به سختى كشيده و هر قبيلهاى مصمّم است افراد مسلمان شده خود را با توسّل به زور از آيينشان باز دارد، در ميان «بنى هاشم» و «بنى مطّلب» به پاخاست و آنان را به حمايت از رسول خدا (ص) و حفاظت از او فراخواند.
افراد دو تيره ياد شده به جز «ابولهب» دعوت او را پذيرفتند.
«ابوطالب» از پاسخ مثبت آنان در برابر دعوت او شادمان شد و قصيدهاى در ستايش آنان و فضل و كمالات رسول خدا (ص) سرود.
در پرتو اين اقدام قاطع «ابوطالب» و حمايت گسترده «بنى هاشم» و «بنى مطّلب» از وى، قريش نتوانست به پيامبر- جز در دو سه مورد- شكنجه و آزار بدنى برساند؛ امّا از شكنجه روحى تا آنجا كه مىتوانست فروگذار نكرد.
«ابولَهَب» و همسرش «امِّ جميل» به اتّفاق تنى چند از سران قريش، بيش از ديگران در اذيّت و آزار رسول خدا (ص) اصرار مىورزيدند. «٣»