تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٤
كه وى در ميان آنان- كه صاحبان تجهيزات و سپاهيان فراوان هستند- بماند. رسول خدا (ص) در حالى كه سوار بر شتر بود فرمود: «راه شتر را باز كنيد كه خودش مأمور است.» در مسير راه، قبايل «بَنى بياضَه»، «بَنى ساعِدَه»، «بَنى حارِثْ» و «بَنى نجّار» نيز هر كدام اصرار داشتند كه رسول اكرم (ص) در ميانشان فرود آيد؛ ولى آن حضرت همان جواب را به آنها مىداد. «١» ناقه پيامبر (ص) همچنان پيش مىرفت تا آنكه وارد كوچههاى شهر «يثرب» شد.
مردان و زنان و كودكان در كوچهها و خيابانها و پشت بامها اجتماع كرده و در انتظار پيامبر (ص) بودند و وقتى ديدگانشان به چهره ملكوتى آن حضرت افتاد با فريادهاى تكبير: «اللَّهُ اكْبَرُ، جاءَ مُحَمَّدٌ، اللَّهُ اكْبَرُ، جاءَ رَسُولُ اللَّهِ» و هلهلههاى شادى، از پيامبرشان استقبال كردند. «٢» زنان و كودكان از فرط شادى اين سرود را با هم مىخواندند:
طلَعَ الْبَدْرُ عَلَيْنا مِنْ ثَنِيَّاتِ الْوَداعِ وَجَبَ الشُّكْرُ عَلَيْنا ما دَعا للَّهِ داعٍ ايُّهَا الْمَبْعُوثُ فينا جِئْتَ بِالْأَمْرِ الْمُطاعِ «٣» - ماه شب چهارده از پشت تپههاى وداع بر ما سر درآورد.
- شكر خداوند بر ما واجب شد، تا آنگاه كه خوانندهاى خدا را مىخواند.
- اى برانگيخته شده در ميان ما! فرمانى آوردهاى كه مُطاع است.
در اين ميان، جوانها از همه خوشحالتر بودند. آنان از مدّتها پيش تلاش وسيعى را در جهت شكستن بتها و زدودن آثار شرك و بتپرستى در سطح شهر آغاز كرده بودند.
«سَعْد بن ربيع» و «عبداللَّه بن رَواحَه» براى شكستن بتهاى خزرج پيشگام شده بودند. «٤»