تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
كس اسلام مىآورد موظّف بود ايمان خود را از ديگران- حَتّى از نزديكترين خويشان خود- پنهان دارد.
هنگامى كه عدد مسلمانان به سى نفر رسيد و پنهان نگهداشتن اسلام كارى مشكل بود، مسلمانان براى انجام فريضه دينى نماز، مجبور بودند به درّهها و كوههاى خارج مكّه بروند.
مشركان- كه كم و بيش از آيين جديد و گرايش عدّهاى به آن، خبر يافته بودند- مسلمانان را زير نظر گرفته در صدد ايجاد مزاحمت براى آنان برآمدند.
روزى «سعد بن ابى وقّاص»، «عمّار بن ياسر»، «عبداللَّه بن مسعود»، «خَبّاب بن ارَت» و «سعيد بن زيد» در يكى از درّههاى مكّه نماز مىگزاردند كه چند نفر از مشركان از جمله «ابوسفيان» و «اخْنَسِ بْنِ شَريق» آنان را ديده و به باد دشنام و ناسزاشان گرفتند؛ تا جايى كه كار به نزاع كشيده شد. «سَعْد» استخوان فك شترى را برداشت و به صورت يكى از مشركان زد، به طورى كه آن را شكافت و خون جارى شد و اين نخستين خونى بود كه (به دست مسلمانى) ريخته شد. «١» نزول تدريج وحى مشيّت الهى بر اين تعلّق گرفت كه آيات قرآنى به تدريج طبق پرسشها، نيازها و شرايط سياسى اجتماعى نازل شود؛ از اين جهت مجموع آيات قرآن ظرف ٢٣ سال (از آغاز بعثت تا زمان رحلت رسول خدا (ص)) فرو فرستاده شد.
خداوند بدين موضوع اشاره كرده مىفرمايد:
«وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا.» «٢» قرآن را جزء جزء و جدا از هم بر تو فرستاديم تا آن را به تدريج و با تَأنّى بر مردم بخوانى. و ما آن را نازل كرديم نازل كردنى كامل.