تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٤
يهوديان «مدينه» كه سه تيره مهمّ «بَنى قَيْقُناع»، «بنى نَضير» و «بَنى قُرَيْظَه» را تشكيل مىدادند با نفوذ و ثروت و امكاناتى كه داشتند، عملًا تهديدى براى «مدينه» به شمار مىآمدند. در بيشتر موارد، درگيريهاى خونين بين «اوْسيان» و «خَزْرجيان» به تحريك يهوديان صورت مىگرفت.
صنعت شهر و بازار تجارت و داد و ستد تقريباً در انحصار يهوديان بود؛ روى اين جهت نفوذ بيشترى در سطح شهر داشتند.
پس از هجرت مسلمانان و رسول خدا (ص) به «مدينه» دو قشر ديگر بر طوايف موجود اين شهر افزوده شد: مسلمانان- اعمّ از مهاجر و انصار- و منافقان به رهبرى «عبداللَّه بن ابَىّ» كه در ظاهر مسلمان شدند ولى در دل از دشمنان سرسخت رسول خدا (ص) بودند و بيم آن مىرفت كه در توطئههاى ضدّ اسلام شركت جويند.
با ورود پيامبر (ص) به «مدينه» شهر به طور جدّى از ناحيه دشمنان خارجى (قريش و عموم بتپرستان شبه جزيره) مورد تهديد قرار گرفت.
از سوى ديگر، علاوه بر اختلافات انصار با هم، بين مهاجران و انصار سنخيّت فرهنگى و ارتباط قبيلهاى چندانى وجودنداشت كه مايه وحدت اين دو گروه و حمايت همه جانبه انصار از مهاجران گردد. مهاجران، عربهاى عَدْنانى بودند و انْصار از اعراب قَحْطانى به شمار مىرفتند و اين دو با هم فاصله زيادى داشتند.
مهاجران تازه وارد هم عموماً بيكار و تهى دست بودند. آنان هر چند در مكّه داراى خانه، شغل و مال و ثروت بودند امّا به خاطر خدا دست از همه چيز شسته بودند و در اين شهر غريب نه ثروت و مالى داشتند، نه مسكنى و زمينى و نه در صورت بروز حادثه، تحت حمايت قبيلهاى قرار داشتند تا از آنان دفاع كنند. «١» جهات ياد شده و نيز اهداف والايى كه پيامبر (ص) در صدد دستيابى به آن بود آن