تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٩
طبرى مىنويسد: مردى به يَمامَه رفت و پرسيد: مُسَيْلمَه كجاست؟
به او گفتند: بگو «پيامبر خدا».
گفت: «نه، اول بايد او را ببينم».
وقتى مُسَيْلمَه را ديد، گفت: «تو مُسَيْلمَه هستى.» - آرى.
- آيا فرشتهاى بر تو نازل مىشود؟
- آرى، و نام او رَحْمان است.
- در نور مىآيد يا در ظلمت؟
- در ظلمت.
مرد گفت: «شهادت مىدهم كه تو دروغگوئى و محمد راستگوست. ولى دروغگوى رَبيعَه را از راستگوى مُضَر (حجاز) بيشتر دوست دارم.» «١» عاقبت دروغگويان مُسَيْلمِه با سَجاح، زنى كه ادعاى نبوت داشت، ازدواج كرد. «٢» پس از رحلت رسول خدا (ص)، سپاهيان اسلام به سركوبى او پرداختند و با كشتن وى، بساط نبوت دروغين او برچيده شد. «٣» «طُلَيْحَه»، يكى از مدعيان نبوت در زمان رسول خدا (ص) بود كه در قبيله «طّى» و «اسَد» و «غَطَفان» ظهور كرد. رسول خدا (ص) به نمايندگان خويش در قبيله بَنى اسدَ پيام داد كه بر ضد او قيام كنند. آنان هم بر سرش تاختند و او فرار را بر قرار ترجيح داد. «٤» بدين ترتيب، با تدبير رسول خدا (ص)، بساط پيامبران دروغين در روزهاى آخر حيات آن حضرت يا پس از وفاتش برچيده شد.