تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٦
پيامبر (ص) «حُبابِ بْنِ مُنْذِر» را مخفيانه مأموريت داد تا نيروهاى دشمن را ارزيابى كند و اطلاعات لازم را گرد آورد و گزارش دهد. رسول خدا (ص) تأكيد كرد كه گزارش خود را در حضور ديگران ندهد، مگر اينكه تعداد دشمن اندك باشد.
حُباب، خود را به سپاه دشمن نزديك كرد و آن را به دقت مورد ارزيابى قرار داد. آنگاه بازگشت و پيامبر (ص) را به تنهائى ملاقات كرد و گفت: «اى رسول خدا، سپاه بزرگى ديدم كه به سه هزار نفر تخمين زدهام. كمى بيشتر يا اندكى كمترند. دويست اسب دارند و نيروهاى زره پوش آن را به هفتصد نفر تخمين زدهام.» رسول خدا پرسيد. زن هم ديدى؟ گفت: زنانى ديدم كه وسائل نوازندگى بهمراه داشتند. پيامبر (ص) فرمود: «اين زنان مىخواهند مردان را تحريك كنند و كشتههاى بدر را به ياد آنها بياورند. در اين خصوص با كسى سخن نگو خدا بر پشتيبانى ما كافى است و او بهترين پاسدار است.
خدايا حركت و حمله من به مدد توست.» «١» آماده باش در مدينه تاريخ شب جمعه، ششم شوال، سال سوم ه. ق، مطابق با پنجم فروردين ماه، سال چهارم ه. ش. چهرههاى برجسته «اوْس» و «خَزْرَج»: «سَعْدِبْنِ مُعاذْ»، «اسَيْدِبْنِ حُضَيْر» و «سَعْدِ بْنِ عُباده» همراه عدهاى مسلح در مسجد و درب خانه پيامبر به نگهبانى ايستادند.
شهر مدينه از ترس شبيخون مشركين، آن شب تا صبح پاسدارى شد. «٢» تشكيل شوراى نظامى رسول خدا (ص) در اين انديشه بود كه اگر مسلمانان در مدينه بمانند و از شهر دفاع كنند ابهت نظامى مسلمين، پائين خواهد آمد و دشمن گستاخ خواهد شد و چه بسا در