تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩
در برابر شما رام خواهند گشت و شما در پرتو اين دو كلمه وارد بهشت مىشويد و از دوزخ نجات مىيابيد. اين دو كلمه عبارت است از «لا الهَ الَّا اللَّهُ» و گواهى بر پيامبرى من. «١» پس كدام يك از شما مرا در اين راه كمك مىدهد تا برادر، وصىّ و جانشين من در ميان شما باشد؟» كسى از حاضران پاسخ نداد، امّا من كه از همه خردسالتر و كم جثّهتر بودم گفتم:
اى پيامبر خدا! من تو را در اين امر يارى مىدهم. «٢» پيامبر (ص) فرمود: بنشين! سپس گفتار خود را تكرار كرد؛ ولى مردم همچنان خاموش ماندند و من گفتار نخستين خود را باز گفتم. بار ديگر فرمود: بنشين.
رسول خدا (ص) براى بار سوّم سخن خود را تكرار كرد. اين بار نيز كسى چيزى نگفت؛ تنها من برخاستم و اعلام آمادگى كردم. «٣» پيامبر (ص) دست بر گردن من نهاد و فرمود: هان! اين برادر، وصىّ و جانشين من است؛ پس از وى بشنويد و فرمانش را گردن نهيد.
جمعيّت- با شنيدن اين سخنان- بپا خاستند و در حالى كه مىخنديدند به ابوطالب گفتند: «محمّد به تو دستور مىدهد كه از پسرت بشنوى و از او فرمان برى.» «٤» «ابولهب» كه از سخنان برادرزاده خود سخت به خشم آمده بود فرياد برآورد:
«پيش از آنكه دي تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) ٩٥ درس ٩ برخوردها و موضعگيريها گران جلوى محمّد را بگيرند، جلوى او را بگيريد؛ زيرا در آن روز اگر به يارى او برخيزيد كشته خواهيد شد و اگر او را رها كنيد خوار