تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤
كه از او شنيدم در آينده حادثه بزرگى مىآفريند. اگر اعراب بر او چيره شدند مقصود شما به دست غير شما انجام گرفته و اگر او بر عرب پيروز گشت، پادشاهى او پادشاهى شما و سربلندى او سربلندى شماست. و به بركت او از همه مردم خوشبختتر خواهيد بود.» قريش با شنيدن سخنانِ به دور از انتظار «عتبه» گفتند: سوگند به خدا، او تو را هم با زبانش سحر كرده است.
عتبه گفت: اين نظر من است، شما هر چه مىخواهيد بكنيد. «١» نقشهاى ديگر «نَضْرِ بْنِ حارِث» يكى از شياطين قريش و از آزاردهندگان رسول خدا (ص)، برچسبها و تهمتهاى قريش را بىنتيجه خواند و گفت:
«شما محمّد را در دوران جوانى پسنديدهتر، راستگوتر و امينتر از همه مىدانستيد، امّا اكنون كه موهايش سپيد گشته و دَم از پيامبرى مىزند او را متّهم به سحر، كهانت، جنون و شاعر بودن مىكنيد؛ در حالى كه دامن او از تمامى اين تهمتها پاك است.» «٢» سپس خود، براى مبارزه با قرآن راه ديگرى در پيش گرفت.
او وقتى ديد پيامبر (ص) در كنار كعبه مىنشيند و از خدا سخن گفته و قومش را از آنچه كه بر سر امّتهاى گذشته آمده برحذر مىدارد، تصميم گرفت پس از رفتن آن حضرت به جاى او بنشيند و قصّههايى را كه در جريان سفر به «حيره» از پادشاهان ايران و رستم و اسفنديار آموخته است، براى مردم نقل كند و بدينوسيله آنان را سرگرم سازد.
او با گستاخى مىگفت:
«اى گروه قريش! سوگند به خدا، من از محمّد خوشگفتارترم. گرد من جمع