تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
شخصى مردم محدود نمىشد؛ او در زمينههاى اعتقادى، اخلاقى و فرهنگى نيز در برابر قومش احساس مسؤوليّت مىكرد و آنان را به مكارم اخلاق و دورى از ستم و كنارهگيرى از زشتىها و پليديها دعوت مىكرد و مىگفت:
«انسان ستمگر از اين جهان نمىرود مگر آنكه كيفر ستم خود را ببيند.» «١» عبدالمطّلب، چاه زمزم را كه از مدّتها پيش مسدود و خشك شده بود دوباره حفر و احيا كرد. در جريان حفّارى به چند شمشير و زره و دو آهوى طلايى دست يافت.
ماجراى اصحاب اخدود در سده پيش از ظهور اسلام، يمن شاهد حوادث عجيبى بود. كشمكشهاى قدرتهاى روم و ايران بر سر تصاحب اين سرزمين منجر به كشتار وسيعى گشته بود.
حكومت «يمن» مدّتها در دست قبيله «بَنى حِمْيَر» بود تا آنكه نوبت به «ذونُواس» رسيد. وى در جريان سفر به شمال حجاز تحت تأثير آيين يهود قرار گرفت و بدان گراييد. سپس به تحريك يهوديان، به «نجران» كه منطقهاى مسيحى نشين بود رفت و مردم را به دين يهود دعوت كرد. و چون با عدم پذيرش مردم مواجه شد خندقى حفر كرد و آتشى در آن برافروخت. گروه زيادى را در درون آن افكند، عدهاى را نيز با شمشير كشته و و پيكشران را «مُثْلَه» كرد. مورّخان، رقم قربانيان اين فاجعه دردناك را كه ٨٩ سال پيش از هجرت روى داده است، بيست هزار نفر نوشتهاند. «٢» قرآن ماجراى اينان را تحت عنوان «اصحاب اخْدُود» بيان كرده است. «٣»