تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠
سرور قريش در دوران سخت و تنهايى رسول خدا (ص) با دست و زبان و مال او را يارى نمود و در راه دفاع از آن بزرگوار و رسالت الهىاش مشكلات و مصيبتهاى بزرگى را تحمّل كرد.
او بود كه دشمنى قريش را بر خويش خريد؛ گرسنگى و فقر را تحمّل كرد و با برگ درختان و خاشاك بيابان سدّ جوع نمود. او حاضر بود در راه دفاع از پيامبر (ص)- كه در حقيقت دفاع از آرمان مقدّسش بود- وارد جنگ شود، ولى هرگز حاضر نشد پيامبر (ص) را تسليم قريش كند.
او كه شاعرى توانا بود با سرودن اشعار سياسى و اعتقادى، عواطف را بر مىانگيخت.
مسلمانان را نسبت به راهى كه در پيش گرفتهاند دلگرم و اميدوار مىساخت و مشكلات را در نظرشان كوچك مىشمرد و مشركان، به ويژه سرانشان را از دستيابى به پيامبر (ص) و چيره شدن بر جبهه حق مأيوس مىكرد.
پيش از اين «١» با نمونهاى از سرودههاى او آشنا شديم، اينك نمونهاى ديگر از اشعارش كه مشركان و سران قريش را مورد خطاب قرار داده است:
- مگر نمىدانيد كه ما «محمّد» را پيامبرى همچون موسى يافتهايم كه در نخستين كتابها ياد او رفته است.
- و اينكه او در ميان بندگان از محبوبيت فراوانى برخوردار است و هيچ خيرى بهتر از اين نيست كه خداوند كسى را مورد محبّت خاصّ خويش قرار دهد.
- به هوش آييد! به هوش آييد! پيش از آنكه زمين براى خاك كردن شما كنده شود و كسانى هم كه گناهى از آنان سر نزده همچون گنهكاران به درد سر افتند.
- از گمراهان پيروى نكنيد و پس از دوستى و خويشاونديتان با ما پيوندها و تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) ١٣٧ سفرى به طائف ص : ١٣٥