تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠١
فرستاده اوست و اين كه بهشت و آتش دوزخ حق است و مرگ حق است و ساعت قيامت هيچ ترديدى در آن نيست و خداوند همه در گور خفتگان را بر تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) ٤٠٨ كودتاى انقلابى در يمن ص : ٤٠٦ مىانگيزد؟» گفتند: آرى شهادت مىدهيم» فرمود: «خدايا شاهد باش.» همانا من در انتقال بسراى ديگر و رسيدن به كنار حوض، بر شما سبقت مىگيرم. و شما در كنار حوض، بر من وارد مىشويد ... كه در آن بشماره ستارگان، قدحها و جامهاى سيمين است. بينديشيد و مواظب باشيد كه پس از من، با دو چيز گرانبها و ارجمند، كه در ميان شما مىگذارم، چگونه رفتار مىنماييد؟!» يكى از ميان جمعيت بانگ برآورد كه:
يا رسول اللَّه! آن دو چيز گرانبها و ارجمند چيست؟ فرمود: آنكه بزرگتر است، كتاب خدا و ريسمان استوار الهى ميان خدا و شماست. و آن ديگر كه كوچكتر است، عِتْرَت (اهل بيت) من مىباشد. خداى مهربان و دانا مرا آگاه كرده كه اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا كنار حوض (كَوْثَر) بر من وارد شوند، و من اين امر (جدا نشدن كتاب و عترت) را از پروردگار خود درخواست نمودهام. پس بر قرآن و عترت، پيشى نگيريد و از پيروى آن دو باز نايستيد كه هلاك خواهيد شد.» سپس دست على عليه السّلام را گرفت و آنرا به اندازهاى بلند كرد كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و مردم او را ديدند و شناختند. و فرمود: «اى مردم! كيست كه بر اهل ايمان از خودشان سزاوارتر است؟» گفتند: «خدا و رسولش داناترند.» فرمود: «همانا خدا، مولاى من است و من مولاى مؤمنينم و از آنان به خودشان اوْلى و سزاوارترم. پس هر كس كه من مولاى اويم، على عليه السّلام مولاى او است.» «١» و اين سخن را سه بار و بنا بگفته احمد حنبل- پيشواى حنبلىها- چهار بار تكرار كرد. سپس دست به دعا برداشت و فرمود:
«بارالها! دوست بدار آنكه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكه او را دشمن دارد، و يارى فرما ياران او را و خوار گردان خواركنندگان او را و او را محور و مدار حق قرار بده.» «٢»