تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٥
نبايد به سفرى كه مسافت آن بيش از سه روز راه است، بدون مَحْرَمْ برود. از روزه دو روز شما را منع مىكنم: عيد قربان و عيد فطر. و از اينكه چنان لباس بپوشيد كه عورت شما به سوى آسمان مكشوف شود، يا آنكه يك جامه بپوشيد كه چون جامه شما كنار رود عورتتان ديده شود، شما را منع مىكنم و مىپندارم كه همه اين مطالب را فهميديد.» «١» اذان بِلال ظهر فرا رسيد. رسول خدا (ص) به بِلال فرمان داد تا بر بام كعبه اذان بگويد. هنگامى كه بِلال با صداى بلند به گفتن: «اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه» رسيد، گروهى از سران شرك كه از ترس در خانهاى پنهان شده بودند هر كدام چيزى گفتند و اهانتى كردند.
ابوسفيان گفت: اما من هيچ نمىگويم. چون اگر سخنى بگويم، همين ريگها به محمد خبر خواهند داد و گفتار همه را به آن حضرت خواهند رساند. «٢» بت پرستان بت شكن رسول خدا (ص) از بت پرستان كه مسلمان شدند بيعت گرفت. براى زنان نيز ظرف آبى آوردند كه مقدارى عِطْر در آن مخلوط شده و زنها دست خود را در آن به نشانه بيعت فرو مىكردند و رسول خدا (ص) از آنان پيمان مىگرفت كه شرك نورزند و زنا و دزدى نكنند و ...
آنگاه رسول خدا (ص) به همه دستور داد تا بُت هائى را كه داشتند بشكنند و حتى سران شرك را جهت شكستن بتها به اطراف اعزام كرد.
اينان كه اعتقادى به بتها نداشتند، بلكه براى منافعشان بتها را مورد حمايت قرار