تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤
در آيه ديگر مىفرمايد:
«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا.» «١» كافران (به اعتراض) گفتند: چرا قرآن (اگر از جانب خداست) يكجا نازل نگرديد؟ (حكمتش اين است كه) تا قلب تو را با ارتباط پياپى با مقام وحى استوار سازيم و آن را تدريجاً و به آهستگى و ترتيب بر تو خوانديم.
بنابراين طبيعى بود كه پس از نزول آياتى از سوره «عَلَق» و «مُدَّثِّر» وحى براى مدّتى قطع گردد؛ ولى مشركان كه جريان وحى را زير نظر داشتند، از انقطاع وحى شادمان شده و آن را وسيله سرزنش و شماتت آن حضرت قرار داده به يكديگر مىگفتند:
«محمّد را پروردگارش براى هميشه واگذاشته و بر او خشم گرفته است.» و «امِّ جميل» همسر «ابولهب» از راه شماتت به پيامبر (ص) مىگفت:
«شيطانت تو را براى هميشه ترك كرده و بر تو خشم گرفته است.» «٢» اين موضوع بر پيامبر (ص) گران آمد و آن حضرت را محزون ساخت، تا آنكه سوره «ضحى» نازل شد:
«وَالضُّحَى وَالَّيْلِ إِذَا سَجَى مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى.» «٣» سوگند به روز روشن و شب به هنگام تاريكى آن كه خدايت تو را رها نكرده و بر تو خشم نگرفته است. «٤» با نزول اين آيات، نگرانى رسول خدا (ص) برطرف، و قريش خلع سلاح شد.