تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠٢
آنگاه فرمود: «بايد حاضران اين امر را به غايبان برسانند.» هنوز جمعيت پراكنده نشده بود كه جبرئيل، امين وحى الهى رسيد و اين آيه را فرود آورد:
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينا.» «١» «امروز دين شما را به كمال رسانيدم و بر شما نعمتم را تمام كردم و اسلام را به عنوان دين، براى شما پسنديدم.» در اين هنگام، رسول خدا (ص) فرمود: «اللَّه اكْبَر، بر كمال يافتن دين و تمام شدن نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولايت عَلى عَلَيْهِ السَّلام بعد از من.» سپس مسلمانان به عَلىِّ بْنِ ابيطالِب (ع) بعنوان امير مُؤمنان، تبريك گفتند. قبل از هر كس، ابُوبَكر و عُمَر به نزد على عليه السّلام آمدند و گفتند: «بَهْ بَهْ، براى تو، اى پسر ابى طالب! كه صبح و شام كردى در حالى كه مولاى من و مولاى همه زنان و مردان مؤمنى.» سپس، حَسَّانِ بنِ ثابِت، شاعر نهضت اسلام، گفت: يا رسول اللَّه! اجازه فرما تا در اين باره اشعارى بسرايم. رسول خدا (ص) فرمود: بگو، به ميمنت و بركت الهى. حَسّان فىِ الْبِداهه، حادثه غدير خُم را به شعر بيان كرد. در اينجا سه بيت از شعر او را نقل مىكنيم:
يُنادِيهِمُ يَوْمَ الْغَديرِ نَبِيُّمْ بِخُمٍّ فَاسْمَعُ بِالرَّسولِ مُنادِياً فَقال لَهُمْ: قُمْ يا عَلِىٌّ فَأِنَّنى رَضيتُكَ مِنْ بَعْدى اماماً وَ هادِياً فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا وَلِيُّهُ فَكُوُنُوا لَهُ اتْباعُ صِدْقٍ مَوالِياً يعنى: روز غدير پيامبر (ص) مردم را در خُم ندا داد. چه نداى رسائى! به على عليه السّلام فرمود: برخيز كه من ترا پس از خويش، به امامت و هدايت مردم، انتخاب كردم.
من مولاى هر كسى باشم، عى ولّى اوست. پس از روى صدق و راستى، پيرو و دوست او باشيد. «٢»