تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٨
نامه رسول خدا به نجاشى، پادشاه حبشه:
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ از محمد رسول خدا به نجاشى زمامدار حبشه. درود بر شما. خدائى را كه جز او خدائى نيست ستايش مىكنم. خدائى كه بى عيب و نقص است و بندگان فرمانبردار او از خشم او در امانند و او به حال بندگان ناظر و گواه است.
گواهى مىدهم كه عيسى فرزند مريم، روحى از جانب خدا و كلمهاى است كه در رحم مريم زاهد و پاك قرار گرفته است. خداوند با همان قدرت و نيروئى كه آدم را بدون پدر و مادر آفريد، او را نيز بدون پدر، در رحم مادرش به وجود آورد.
من ترا به سوى خداى يگانه و بى شريك دعوت مىكنم و از تو مىخواهم كه هميشه مطيع و فرمانبردار او باشى و از آئين پاك من پيروى نمايى. به خدائى ايمان آوريد كه مرا به رسالت خود مبعوث فرمود.
من پيامبر خدا هستم. تو و همه لشكريانت را به اسلام دعوت مىكنم. و اينك به وسيله اين نامه و اعزام سفير، به وظيفه خطيرى كه بر عهده داشتم، عمل كردم و تو را پند و اندرز دادم، درود بر پيروان راستى و هدايت محمّد رسول اللَّه نجاشى نامه رسول خدا را گرفت و بر چشم نهاد و از تخت خويش فرود آمد و به رسم تواضع بر زمين نشست و شهادتين را بر زبان آورد. آنگاه نامه رسول خدا را چنين پاسخ داد:
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ نامهاى است به محمّد رسول خدا از نجاشى. درود آن كه جز او خدائى نيست و مرا به اسلام هدايت نمود بر شما باد. نامه شما را مبنى بر پيامبر و بشر بودن حضرت عيسى زيارت كردم. بخداى زمين و آسمان سوگند! آنچه بيان نموده بوديد عين حقيقت است و من به حقيقت دين شما آگاهى يافتم و درباره مسلمانان مهاجر با توجه به مقتضيات، خدمات لازم به عمل آمد. اكنون به وسيله اين نامه، گواهى مىدهم كه شما فرستاده خدا