تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٦
مىشستم.» آنگاه قيصر، نامه را همراه هدايائى توسط «دِحْيَه كَلْبى» براى رسول خدا فرستاد. «١» متن نامه رسول خد تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) ٣٢١ حركت سپاه توحيد ص : ٣٢٠ ا به خسرو پرويز، شاه ايران:
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيم از محمّد، رسول خدا، به كسرى بزرگ ايران. درود بر آنكس كه پيرو راستى و هدايت شود و به خدا و رسولش ايمان آورد و شهادت دهد كه پروردگارى جز او نيست و شريكى ندارد و محمد بنده و فرستاده او به سوى مردم است تا به زندگان بيم و اميد دهد.
اسلام بياور تا سلامت بمانى. و اگر سرپيچى و امتناع كنى، گناه پيروانت نيز بر عهده تو خواهد بود.
محمد رسول اللَّه «٢» «عَبْدُاللَّه بْنِ حُذافَه» نامه پيامبر اسلام را به دربار ايران رساند. وقتى مترجمان نامه راب براى شاه خواندند، او بر آشفت كه اين محمد كيست كه نام خود را قبل از نام من نوشته است؟ و پيش از آنكه تمام نامه خوانده شود آنرا پاره كرد.
فرستاده رسول خدا به مدينه بازگشت و ماجرا را گفت. رسول خدا (ص) دست به آسمان بلند كرد و چنين گفت: «خدايا! اين شخص نامه مرا پاره كرد، تو خود كشورش را پاره كن.» «٣» گستاخى ديگر خسروپرويز و مسلمان شدن مردم يمن شاه ساسانى سرشار از غرور قدرت، به دست نشانده خود «باذان»، حاكم يمن چنين نوشت: به من خبر رسيده است كه مردى از قريش در مكه مدعى نبوت است. دو مرد