تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٩
آنان پس از مدتى كه از شير شتران استفاده كردند، تندرست و سرزنده شدند. ولى به جاى قدردانى از خدمتى كه به آنان شده بود، «يَسار»، شبان شتران رسول خدا (ص) را با وضع فجيعى كشتند و دست و پا و سرش را بريدند و در زبان و چشمانش خار فرو كردند.
آنگاه هر پانزده شتر رسول خدا (ص) را به سرقت بردند.
رسول خدا «كُرْزيْنِ جابِر» را با بيست نفر به تعقيب آنان فرستاد. كُرْز و افراد وى آنان را اسير كردند و به مدينه آوردند. رسول خدا (ص) فرمان داد تا دست و پاى آن فسادكاران در زمين را بريده و آنها را به دار آويختند. و بدين ترتيب به سزاى خيانتشان رسيدند.
اين آيه درباره مُفسدان نازل شد: «كيفر آنان كه با خدا و رسولش مىجنگند و در زمين براى فساد مىكوشند، جز آن نيست كه كشته شوند يا به دار زده شوند و يا دست و پايشان به خلاف يكديگر بريده شود و يا از آن سرزمين تبعيد شوند و آنان را در دنيا تباهى، و در آخرت عذابى دردناك است.» «١» غزوه بَنى مُصْطَلِق يا- مُرَيْسع- شعبان، سال ششم، «٢» مطابق آذرماه سال ششم.
به رسول خدا (ص) خبر رسيد كه بَنى مُصْطَلِق (تيرهاى زا قبيله خُزاعه) در انديشه گردآورى سلاح و نيرو جهت نبرد با سپاه اسلامند. رسول خدا (ص) براى تحقيق پيرامون صحت گزارش، «بُرَيْدَةِ بْنِ خُصَيْبِ اسْلَمى» را به منطقه اعزام داشت. «بُرَيده» به سوى بَنى مُصْطَلِق رهسپار شد و بطور ناشناس با رئيس قبيله تماس گرفت و در بازگشت ضمن گزارش، صحت خبرى را كه رسيده بود تأييد كرد.