تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٣
گرديد. به نوشته مسعودى، اين اولين گام براى روياروئى نظامى با دست نشاندگان ابرقدرت روم در تاريخ اسلام است. «١» غزوه خَنْدَقْ (احزاب)
٢٣ شوال، سال پنجم ه. ق، «٢» مطابق ٢٨ اسفند ماه، سال پنجم ه. ش.
زمينههاى نبرد احزاب يهوديان بَنى نَضير، كه مدينه را با كينهاى عميق و فكر انتقام ترك گفتند، ساكت ننشستند. وقتى به خيبر رسيدند، رؤسايشان «حُيىَّ بْنِ اخْطَب» و «كِنانة بْنِ ابى الْحُقَقْ» به اتفاق «ابُو عامِر فاسق» و گروهى ديگر روانه مكه شدند و قريش و تابعان آنها را به جنگ با رسول اكرم (ص) دعوت كردند. آنان به قريش گفتند: خطر بزرگى از جانب محمد (ص) در انتظار آنهاست. اگر بيدرنگ شروع به تشكيل نيروى شكنندهاى نكنند، محمد (ص) بر همه جا و همه كس چيره خواهد شد.
از سويى ديگر، شكست و سرافكندگى قريش در ماجراى بدر مَوْعِد و حاضر نشد نشان بر سر قرار جنگى به خاطر ترس از سپاه اسلام و پيروزيهاى پى در پى سپاه مسلمانان، بايد در زمينه سركوبى نهضت اسلامى فكر اساسى كرد. بدين سبب، قريش خود در اين انديشه بود كه نيروى عظيمى فراهم كند و بهترين موقعيت فراهم آمده بود.
زيرا يهوديان اعلام كردند كه ما با شما خواهيم بود تا ريشه محمد (ص) را بركنيم.
براى اين منظور، به اتفاق سران قريش به كعبه رفتند و در آنجا سوگند خوردند كه