تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٢
حركت كرد و تا ناحيه «قَطَن» در ٣٣٠ كيلومترى مدينه رسيد و دريافت كه دشمن از ترس گريخته است. ابُوسَلَمَه، رمة گوسفندان و شترهاى بجاى مانده از دشمن را جمع آورى كرد و با غنيمت زياد به مدينه بازگشت. اين پيروزى پس ازاحد، انعكاس مثبتى در ديده يهود و منافقان داشت و موجوديت سپاه اسلام را به عنوان خط تهاجمى براى دشمن و تكيه گاه دفاعى براى قبايل همپيمان، دوباره نمايان ساخت. «١» سرىّ عَبْدُاللَّه بْنِ انَيْس انْصارى دوشنبه، پنج محرم، سال چهارم ه. ق، مطابق سى خرداد، سال چهارم ه. ش.
رسول خدا (ص) خبر يافت كه «سُفْيانِ بْنِ خالِد» در منطقه «عُرْنَه» نيروهائى جهت نبرد با سپاه اسلام مهيا كرده است. رسول خدا (ص) براى خنثى سازى اين توطئه نظامى، به «عِبْدُاللَّه بْنِ انَيسْ» دستور داد تا به «عُرْنَه» برود و او را بقتل برساند.
عبداللَّه مىگويد: به دنبال اين مأموريت، شمشير را بر گرفتم و رو به راه نهادم تا هنگام عصر، خود را به او رساندم. وقتى به نزدش رفتم، پرسيد: كيستى؟ گفتم: مردى از قبيله خزاعهام و چون شنيدهام كه براى جنگ با مسلمانان سپاه گردآورى، آمدهام به تو بپيوندم. عبداللَّه مىگويد: همينطور با وى راه مىرفتم تا آنكه كاملًا تنها شد و به خوبى بر او دست يافتم، با شمشير بر او حمله بردم و او را كشتم. چون نزد رسول خدا (ص) رسيدم فرمود: رو سپيد باشى. «٢» حادثه رَجيع تاريخ ماه صفر سال چهارم هجرى، «٣» مطابق اواخر تيرماه سال چهارم.
پيامبر اكرم (ص) در كنار عزام گروههاى نظامى، براى خنثى نمودن و توطئههاى