تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٣
قرآن در اين باره مىگويد: «همانا كافران اموال خود را نفاق مىكنند تا (مردم را) از راه خدا باز دارند. آنها اين اموال را انفاق مىكنند، اما مايه حسرتشان خواهد شد. سپس شكست خواهند خورد و در آن سراى، كافران بدوزخ مىروند.» «١» بسيج نيروها كفار قُرَيْش كه از نزديك، شهادتطلبى و شجاعت رزمندگان اسلام را ديده بودند، تصميم گرفتند با همه توان به نبرد برخيزند و غير از قُرَيْش، ديگر دلاوران عرب قبائل مجاور مكه را در اين نبرد شركت دهند.
چهار نفر را به ميان قبائل فرستادند تا آنان را به همراهى و كمك دعوت نمايند. اين چهار نفر: عَمْرِ وبْنِ عاص، هُبَيْرَةِ ابُو وَهَب، ابْنُ الزَّبَعْرى و ابُوعَزَّه بودند.
ابُو عَزّه در آغاز، اين مأموريت را نمىپذيرفت و مىگفت: «پس از جنگ بدر، محمد تنها بر من منت نهاد و مرا بدون جريمه آزاد كرد. من به او تعهد سپردهام كه از هيچ دشمنى در برابر او پشتيبانى نكنم و من به تعهد خويش وفا دارم.» ولى او را قانع كردند و او به ميان قبائل رفت و با سرودن اشعارى آنان را به نبرد با رسول خدا تشويق و بسيج كرد. سه تن ديگر هم به تحريك قبائل پرداخته آنان را بسيج كردند. سرانجام مردانى از قبائل «كِنانة» و «تِهامَة» براى جنگ با رسول خدا (ص) با قُرَيش همداستان شدند. «٢» پناهنده سياسى از طرفى، بعد از هجرت رسول خدا به مدينه، «ابُو عامِر» فاسق كه با پنجاه نفر از قبيله خود «اوس»، به سران مشرك مكه پناهنده شده بود و آنان را به جنگ با رسول خدا