تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٩
مىگويد.» «١» پسر ابَىّ بعدها شاهد روى آوردن گسترده مردم به پيامبر شد از اين رو به خدمت پيامبر رسيد و به زبان، ادّعاى اسلام كرد ولى در باطن و عمل همواره با آن مخالفت ورزيد و از آن پس هدايت و رهبرى منافقان را برعهده داشت و با هواداران منافق و همپيمانن يهوديىاش سعى مىكردند كه در كار پيامبر (ص) اخلال ايجاد كرده، نهضت اسلامى را دچار مشكل نمايند.
بناى مسجد النّبى نخستين اقدام رسول خدآ (ص) در مدينه تأسيس مجد بود. وى زمينى را كه ناقهاش در آنجا زانو زده بود از سرپرست كودكان به مبلغ ده دينار براى مسجد خريدارى كرد.
همه مسلمانان در ساختن مسجد همكارى مىكردند. رسول خدا (ص) نيز مانند ديگران كار مىكرد و از اطراف سنگ مىآورد. «اسَيْدِ بْنِ حُضَيْر» جلو رفت و عرض كرد:
«يا رسول اللَّه! اجازه ديهد من اين سنگ را ببرم.» فرمود: «برو سنگ ديگرى بردار.» «٢» كار رسول خدا (ص) موجب تشويق و نشاط ديگران بود. يكى از مسلمانان آنچنان به وجد آمده بود كه ضمن كار، اين مضمون را مىخواند:
لَئِنْ قَعَدْنا وَالنَّبِىُّ يَعْمَلُ لَذاكَ مِمَّا الْعَمَلُ المُضَلَّلُ اگر ما بنشينيم و حال آنكه پيامبر (ص) كار مىكند، هر آينه عمل گمراهى از ما سر زده است.
آنان با شوق و اخلاص در ضمن كار اين رجز را با هم مىخواندند:
لا عيشَ الّا عيشُ الْآخِرَه اللَّهُمَّ ارْحَمِ الْأَنْصارَ وَالْمُهاجِرَه «عمّار ياسر» جوان پرشور و نيرومندى بود كه به جاى يك سنگ دو قطعه سنگ روى هم مىگذاشت و حمل مىكرد، يكى به جاى خود و ديگرى به جاى پيامبر (ص).
گروهى از اخلاص او سوء استفاده كرده و بيش از حدّ توانش سنگ بر دوشش مىگذاشتند. او چون چنين ديد به پيامبر (ص) عرض كرد: «اينان مرا كشتند، حمل مىكنند بر من آنچه را كه خود حمل نمىكنند.» رسول خدا (ص) فرمود:
«اى پسر سُميَّه! اينان كشنده تو نيستند، بلكه گروهى كه بر امام عادل مىشورند تو را خواهند كشت.» «١» «ابن كثير» پس از نقل اين جريان، آن را يكى از دلائل نبوّت رسول خدا (ص) شمرده مىگويد:
«پيامبر (ص) پيشگويى كرد كه عمّار را گروه سركش و ياغى مىكشند. و سرانجام مردم شام در جريان جنگ صِفّين او را در حالى كه با على و مردم عراق بود كشتند، و على به امر خلافت سزاوارتر از معاويه بود.» «٢» تشريع اذان پس از ساختن مسجد، «اذان» به وسيله وحى مقرّر گرديد و از آن پس وقت نمازها با «اذان» اعلام مىشد.
در زمان رسول خدا (ص) ساختنمناره براى مسجد مرسوم نبود. پيامبر (ص) به «بِلال» كه صداى رسايى داشت دستور فرمود هنگام وقت نماز بر بالاى ديوار مسجد كه ارتفاعش به اندازه قامت انسان بود برآيد و با گفتن «اذان» مردم را براى نماز فراخواند. «٣»