تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥
زيادى به او داشت و براى او ارج و منزلت خاصّى قائل بود و حتّى پس از وفاتش به عظمت و بزرگى از او ياد مىكرد.
روزى رسول خدا (ص)- در حالى كه همسرانش در كنار او نشسته بودند- از خديجه ياد كرد و برايش گريست. عايشه گفت: چه چيزى تو را بر پيرزن سرخ رويى از بنىاسد به گريه انداخت؟ پيامبر (ص) فرمود: «او هنگامى مرا تصديق كرد كه شما كافر بوديد و براى من فرزند زاييد و شما عقيم مانديد.» عايشه مىگويد: «از آن پس همواره به وسيله خديجه به پيامبر (ص) تقرّب مىجستم.» «١» تا زمانى كه حضرت خديجه زنده بود پيامبر (ص) به احترام او همسر ديگرى اختيار نكرد و تمامى فرزندان آن حضرت- جز ابراهيم كه از ماريه قبطيّه بود- از خديجه هستند. رسول اكرم (ص) از اين بانوى گرامى داراى دو پسر به نامهاى «قاسم» و «عبداللَّه» و چهار دختر به نامهاى «زينب»، «رُقَيَّه»، «امِّ كُلْثُوم» و «فاطِمَه» شد. «٢» سفرى به طائف هنگامى كه ابوطالب وفات يافتف قريش بيش از پيش به آزار رسول خدا (ص) پرداختند تا جايى كه مرد سفيهى از آنان با آن حضرت درگير شد و بر سر او خاك پاشيد.
وقتى رسول خدا (ص) با سر و لباس خاك آلود وارد خانه شد دخترش حضرت زهرا سلام اللَّه عليها برخسات و در حالى كه مىگريست خاك از سر و صورت و لباس پدر پاك كرد. پيامبر (ص) به او فرمودك «دختركم گريه نكن، خدا پدرت را حفظ خواهد كرد.» «٣»