تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٢
زمامداران گردند ...
اى گروه قريش! پيرامون اين خويشاوند پدرىتان را بگيريد، كارگزاران او و پشتيبان حزبش باشيد. سوگند به خدا، هيچ كس راه او را در پيش نخواهد گرفت مگر آنكه هدايت يابد و كسى هديه الهى او را نستاند مگر آنكه رستگار گردد.
اگر اجل به من مهلت مىداد، براى پاسخگويى به مشكلات او بر مىخواستم و حوادث و ناگواريهاى روزگار را از او دفع مىكردم.» «١» «ابوطالب» علاوه بر اين سفارش عمومى، فرزندان «عبدالمطّلب» را به طور خصوصى خواست و به آنان گفت:
«تا زمانى كه سخن پيامبر را گوش مىدهيد و از امر او اطاعت مىكنيد در خير و نيكى هستيد. پس از او پيروى كنيد و او را يارى نمائيد تا هدايت يابيد.» «٢» سرانجام، ابوطالب با دلى لبريز از ايمان به خدا و عشق به اسلام و پيامبر (ص) در سنّ هشتاد و چند سالگى و در نيمه شوال سال دهم بعثت، سه ماه پس از پايان يافتن محاصره اقتصادى، «٣» به ديدار حق شتافت و در جوار رحمتش قرار گرفت.
وقتى جنازه ابوطالب را براى دفن كردن در «حجون» مىبردند، پيامبر (ص) همراه جنازه حركت كرد و مىفرمود: «اى عموجان! وظيفه خويشاوندى را خوب انجام دادى، خداوند به تو پاداش خير دهد.» «٤» وفات خديجه حادثه دلخراش ديگرى كه در اين سال رخ داد و قلب مسلمانان را جريحهدار كرد،