تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠
چارهجويى قريش چون قريش از رفاه و آسودگى مهاجرانف در حبشه خبر يافتند، آتش كينه در دلهايشان افروخته شد و ترسيدند كه مسلمانان در دربار حبشه نفوذ كرده و تمايلات باطنى نجاشى، پادشاه حبشه را به نفع خود جلب نمايند. از اين رو، براى بازگردان مهاجران و مشوب ساختن ذهن نجاشى نسبت به مسلمانان به تبادل نظر پرداختند و پس از بحث و مشورت بر آن شدند كه دو مرد نيرومند و زبردست خود به نامهاى «عبداللَّه بن ابى ربيعه» و «عمرو بن عاص» را همراه هدايايى براى نجاشى و درباريان وى، به سوى حبشه اعزام كنند.
نمايندگان قريش همراه هدايا، مكّه را به عزم حبشه ترك كردند. «١» عكس العمل «ابوطالب» ابوطالب وقتى از اقدام خصمانه قريش نسبت به مسلمانان مهاجر آگاهى يافت، اشعارى در تجليل نجاشى سرود و براى وى فرستاد و ضمن آن پادشاه حبشه را به نگهدارى و حمايت از مسلمانان ترغيب كرد. مضمون اشعار وى چنين است:
- اى كاش مىدانستم وضع جعفر در آن سرزمين دور و نيز برخورد عمرو (بن عاص) و دشمنان ما مسلمانان با آنان چگونه است؟
- و آيا الطاف و مراح نجاشى شامل حال جعفر و ياران او گشته يا آنكه اخلالگر و فتنهانگيزى (اشاره به فرستادگان قريش) مانع (اين لطف و عنايت نسبت به آنان) شده است.
- (اى نجاشى) بدان كه تو مرد بزرگوار و كريمى بوده و از هر نسبت ناشايستى پاك هستى؛ بنابراين پناهنده به تو احساس رنج و شقاوت نمىكند.
- (اى پادشاه حبشه) بدان كه خداوند (به خاطر پذيرايى و حمايت تو از بندگان