تاريخ اسلام در دوران پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
شويد تا داستانهايى بهتر از او براى شما باز گويم.» «١» به نقل «ابن اسحاق» از «ابن عبّاس» خداوند ضمن هشت آيه، «٢» پاسخ ياوهگوييهاى شيّاد قريش را داد و او را در توطئهاش ناكام نمود. «٣» استمداد از يهوديان سران قريش پس از آنكه خود را در مبارزه با قرآن و پيامبر (ص) ناتوان، و نقشههاى خويش را نقش بر آب ديدند، تصميم گرفتند تا از افكار و تجربيّات ديگران هم در اين راه كمك بگيرند؛ از اين رو، دو تن از چهرههاى برجسته خود به نامهاى «نَضْرِ بن حارِث» و «عُقْبَةِ بن ابى مُعَيْط» را به «يثرب» فرستادند تا از دانشمندان يهود كمك بگيرند.
نمايندگان قريش پس از ورود به «يثرب» ابتدا دانايان يهود را در جريان بعثت پيامبر (ص) گذاشته و به بازگويى شمّهاى از سخنان آن حضرت و همچنين ويژگيهاى وى پرداختند و از آنان راهنمايى خواستند.
احْبار يهود گفتند: «از او درباره سه مسأله: اصحاب كهف، ذُوالْقَرْنَين و روح بپرسيد اگر پاس داد پيامبر است وگرنه دروغگو است.» آنان به مكّه بازگشتند و گزارش كار خود را به قريش دادند. قريش در نخستين ديدار با پيامبر (ص) سه سؤال را مطرح كردند. پيامبر (ص) پاسخ را به فردا موكول كرد؛ ولى جبرئيل تا پانزده روز بر آن حضرت نازل نشد. «٤» تأخير وحى موجب خوشحالى قريش و