هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
عَلى رَأْسِهِ» «١» و هر كس لجاجت ورزد و بر گمراهى خويش باقى بماند او به حال اوّل خود برگشته (پيمان شكسته) و خدا دلش را (با پرده غفلت) پوشانده و پيشآمد بدى دور سر او چرخ مىزند.
د- كبر و غرور: كبر و غرور نيز از حجابهايى است كه بين انسان و حق فاصله مىاندازد و نمىگذارد آن را ببيند و بدان عمل كند؛ زيرا شخص متكبر، خود را محور و اصل قرار مىدهد نه حق را، و به همين جهت همه چيز را نسبت به منافع خود مىسنجد و چون منافع خود را كه برخاسته از خواستههاى نفسانى اوست در تضاد با حق مىبيند، آنها را بر مىگزيند و در برابر حق استكبار مىورزد. در مانع شدن كبر غرور از هدايت به حق تفاوتى نمىكند كه تكبر در برابر فرامين و اوامر خداوند باشد همچون استكبار شيطان در برابر فرمان خدا كه:
«فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» «٢» در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردند، جز ابليس كه تكبر ورزيد و از كافران شد! و يا استكبار در برابر هدايتگران، نظير پيامبران الهى باشد، چنانكه قرآن مجيد سيره مخالفان انبيا را چنين نقل مىكند:
«أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ» «٣» آيا چنين نيست كه هر زمان، پيامبرى چيزى بر خلاف هواى نفس شما آورد، در برابر او تكبّر كرديد، پس عدهاى را تكذيب كرده و جمعى را به قتل رسانديد؟! اين مستكبران هرگاه پيامبرى به سويشان مبعوث مىشد، دست به بهانه جويى