هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٩
خداوند سبحان هيچ كسى را به (موعظهاى) مانند اين قرآن موعظه نكرده است.
خداوند متعال علاوه بر مواعظى كه خود بدانهاپرداخته، از زبان ديگران نيز مواعظى را نقل نموده است. مثلًا از زبان لقمان نقل نموده كه فرمود:
«وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَابُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ» «١» (به ياد آور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش- در حالى كه او راموعظه مىكرد گفت:
پسرم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.
روش موعظه و اندرز زمانى تأثير مىگذارد كه علاوه بر عامل بودن نصيحت كننده، انسان دريابد كه نصيحتگر مقصدى جز هدايت و راهنمايى او ندارد و كارش از اغراض مادى بركنار است. قرآن مجيد به همين جهت از زبان پنج پيامبر نقل مىكند كه همه آنها در تبليغشان تصريح مىكردند كه:
«وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ» «٢» من براى اين دعوت، هيچ مزدى از شما نمىطلبم، اجر من تنها بر پروردگار عالمياناست! و در آيه ديگر به پيامبر اكرم (ص) نيز دستور مىدهد كه همين مطلب را به مردم يادآور شود. «٣» روش نصيحت گرى از آنجا كه با عواطف واحساسات انسانها ارتباط تنگاتنگ دارد و نصيحت شونده مىيابد كه هدف نصيحت گر، سود رساندن به اوست و مىخواهد او را نجات داده و به كمالش رهنمون كند، داراى تأثير بيشترى در هدايت نسبت به ساير روشها مىباشد. در احاديث نيز به فوايد پربار آن اشاره شده و در اين زمينه سخن اميرمؤمنان عليه السلام كافى است كه درباره مواعظ فرمود: