هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨
بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه انديشه نمىكنند.
در آيهاى نيز به طور كلى بيان مىدارد كه كسانى از آيين حنيف و دين فطرى روى گردانند كه از تعقل كه زمينهساز اصلى هدايت است، روگردان بوده و از نعمت عقل خويش استفاده نبرند؛ «وَمَن يَرْغَبُ عَن مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ» «١» در زمينه پايان كار نيز متذكر مىشود كه تنها كسانى به شقاوت و بدبختى دچار مىشوند كه توجه به حق ننموده و از شنيدن و تعقل و تفكر پيرامون حق دورى كردهاند.
«لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ اوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فى اصْحابِ السَّعيرِ» «٢» ب- عبرت گيرى از تاريخ: يكى ديگر از عوامل هدايت انسان، عبرت گرفتن از زندگى و پايان كار گذشتگان است. انسانى كه به فكر هدايت خويش است، تاريخ زندگى گذشتگان را به گونهاى جلو چشم خود مجسم مىكند كه از مشاهده وقايع آن، براى آينده خود درس بگيرد. عوامل موفقيت آنان را كشف كرده، درصدد تقويت آنها در خود برمىآيد. همچنين با بررسى عوامل سقوط و انحطاط جوامع و ملتهاى گذشته به اين نتيجه مىرسد كه از چه امورى بايد پرهيز كند تا به فرجام تلخ آنان دچار نشود.
اميرمؤمنان على (ع) چنين عبرتى را هدايتگر دانسته و در توصيف آن مىفرمايد:
«الإِعْتِبارُ يَقوُدُ الَى الرَّشاد» «٣» عبرت گيرى (انسان را) به سوى رشد رهبرى مىكند.
و حتى انسان را از وقوع در مهالك بازداشته و عصمتى در خور توجه به اوعطامىكند:
«الإِعْتِبارُ يُثْمِرُ الْعِصْمَةَ» «٤»