هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
مَوْتِهَا». «١» و خدا همان كسى است كه بادها را روانه كرد تا ابرى را بر انگيزند، سپس آن را به سوى سرزمين مرده رانديم، و آن زمين را بدان (وسيله) پس از مرگش زندگى بخشيديم.
«أَوَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ» «٢» آيا ننگريستهاند كه ما باران را به سوى زمين باير مىرانيم و به وسيله آن كِشتهاى را برمىآوريم كه دامهايشان و خودشان از آن مىخورند؟ مگر نمىبينند؟
نكتهاى كه در هدايت تكوينى در مورد انسان مطرح است اين است كه بهره انسان از هدايت تكوينى بيش از ساير موجودات است؛ زيرا در هدايت تكوينى انسان، الهام خوبىها و بدىها نيز صورت گرفته و كار را براى انسان در مرحله عمل، آسان كرده است، زيرا هر شخص با توجه به درون خويش، خوبىها و بدىها را مىشناسد و مىتواند راه صحيح را تشخيص دهد. برخى از آيات قرآن مجيد كه به اين جنبه از هدايت تكوينى انسان «٣»، اشاره دارد عبارتند از:
٦- «الَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ وَ لِساناً وَ شَفَتَينِ وَ هَدَيْناهُ النَّجْدينَ» «٤» آيا براى او دو چشم، زبان و دو لب قرار نداديم؛ و هر دو راه (خير و شر) را بدو نموديم.
هر چند برخى مراد از «هدايت به نجدين» يعنى دو راه خير و شر را، هدايت تشريعى دانستهاند، امّا با توجه به سياق آيات كه درصدد برشمردن نعمتهايى است كه بطور تكوينى در وجود انسان قرار داده شده منظور از اين هدايت نيز هدايت تكوينى است.
٧- «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوّيهَا فَالْهَمَهَا فُجوُرَهَا وَ تَقْويَهَا» «٥» و قسم به جان آدمى وآن كس كه آن