هدايت در قرآن

هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧

اين، مَثَل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستان‌ها را بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)! همچنين پس از بيان داستان آموزنده يوسف عليه السلام مى‌فرمايد:
«لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاولِي الْأَلْبَابِ» «١» در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه است! با توجه به همين هدفمندى است كه داستان‌هاى قرآن شرح كامل و مفصل نيست؛ براى مثال در قرآن، زمان وقايع ذكر نشده، چون در پيام داستان تأثيرى ندارد و يا در داستان اصحاب كهف، سن آنان، محل غار، نحوه فرار آنان و ... بيان نشده، چون پيام هدايتى خاصى نداشته است.
٢- بيان داستان همراه با پند و اندرز: داستان‌هاى قرآن با پندهاى اخلاقى و مواعظ الهى همراه است؛ به طورى كه در كنار هر قسمت از داستان، نكته زيبايى را متذكر شده است. به همين جهت از هر داستانِ قرآن در زمينه‌هاى مختلف مى‌توان بهره برد. به عنوان نمونه مى‌توان به داستان خلقت آدم و حوا و سرگذشت آنان توجه نمود. اين داستان در چندين سوره ذكر شده «٢» و در هر مورد به بعضى جهات توجه داده و حاوى بهترين نصايح اخلاقى است؛ نصايحى كه مهم‌ترين ركن اخلاق را تشكيل مى‌دهد. توجه به دشمنى خطرناك كه هميشه در كمين انسان است؛ دشمنى كه از راه‌هاى مختلف و با حيله‌هاى گوناگون وارد مى‌شود، گاهى به پند و اندرز انسان مى‌پردازد، گاهى با قسم او را مى‌فريبد و گاهى دشمنى صريح و آشكارش را ابراز مى‌دارد و نيز يادآورى ظرفيت فوق‌العاده تكاملى انسان، تشويق به توبه بعد از لغزش و گناه و در داستان حضرت يوسف عليه السلام نيز كه يك سوره كامل را به خود اختصاص داده، همين گونه عمل شده است. در لابه لاى هر فراز آن به انسان‌ها پند مى‌دهد. در فرازى‌