هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
به سرزنش كسانى مىپردازد كه تعقل نمىكنند «١»، بيانگر همين مطلب است كه در سايه تعقل و تفكر، هدايت نصيب انسان مىشود و از گمراهى نجات خواهد يافت. حسرت گمراهان در روز قيامت نيز به همين است كه چرا از چراغ عقلشان بهره نگرفته و زندگى در تاريكى را بر نور ترجيح دادهاند. آنان در اعتراف خود مىگويند:
«وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ»» و مىگويند: اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقل مىكرديم، در ميان دوزخيان نبوديم.
در روايات نيز به هدايتگرى عقل تصريح شده و در كنار هدايت پيامبران قرار گرفته است. امام موسى كاظم عليه السلام مىفرمايد:
«انَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنَ، حُجَّةٌ ظاهِرَةً وَ حُجَّةٌ باطِنَةٌ، فَامَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالْانْبِياءُ وَ الأئِمَّةُ عَلَيْهِمُ السَّلامُ، وَ امَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقوُلُ» «٣» خداوند دو حجت بر مردم دارد، حجتى ظاهرى و حجتى باطنى، حجت ظاهرى همان رسولانوپيامبران و امامان عليهمالسلام مىباشندو حجت باطنى، عقلهاى مردماست.
در مورد هدايتگرى عقل، توجه به اين نكته لازم است كه هر چند در هدايت بشر عنصر عقل لازم است و حتى بدون وجود آن، هدايتهاى پيامبران نيز كارساز نخواهد بود و اين عقل است كه انسان را به پيروى از هدايتهاى آنان فرا مىخواند، امّا همانگونه كه قبلًا نيز متذكر شديم، هدايتهاى عقل هرگز براى انسان كافى نيست و نياز به هدايتهاى برونى را برطرف نخواهد كرد.
پيامبران، هدايتگران برونى پيامبران مشعلدار هدايت بشر به سوى صراط مستقيم عبوديت و بندگى بودهاند. آنان پس از آنكه خود مورد تفضل الهى قرار گرفته و هدايت شدهاند، به مقام هدايتگرى بشر