هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧
بِهادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ» «١» تو نمىتوانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى، و نه سخنت را به گوش كران هنگامى كه روى برگردانند و دور شوند! و (نيز) نمىتوانى نابينايان را از گمراهىشان هدايت كنى؛ تو تنها سخنت را به گوش كسانى مىرسانى كه ايمان به آيات ما مىآورند و در برابر حق تسليمند.
اينان به قدرى بر لجاجت خويش مصرّند كه خود به صراحت گريزشان از هدايت را به زبان مىآورند.
«آنها گفتند: قلبهاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مىكنى در پوششهايى قرار گرفته و در گوشهاى ما سنگينى است، و ميان ما و تو حجابى وجود دارد، پس تو به دنبال عمل خود باش ما هم براى خود عمل مىكنيم! «٢» شيطان نيز به جهت پافشارى بر فهم نادرست و استكبار خويش از هدايت محروم ماند و سپس به اغواى ديگران پرداخت. امام على (ع) با توجه به همين خصيصه شيطان، او را پيشواى متعصبان ناميده است.» تاريخ قوم نوح نشان مىدهد، تعصب و لجاجت مانع هدايت آنان بوده است. آنان بر اثر پافشارى خوددر كفر و لجاجت در نپذيرفتن دلايل و معجزات حضرت نوح (ع) كارشان به جايى رسيد كه آن حضرت از هدايتشان قطع اميد كرد و آنان را نفرين نمود و در تعليل نفرين خود بيان داشت كه اگر اين قوم بمانند، فرزند مؤمنى از آنها به وجود نخواهد آمد «٤» و اين چيزى جز محصول تعصب و عنادشان نبود.
امام على (ع) در توضيحى پيرامون جنگ صفين، لجاجت در راه باطل را عامل بسته شدن راه هدايت بر افراد دانسته و مىفرمايد:
«وَ مَنْ لَجَّ وَ تَمادى فَهُوَ الرَّاكِسُ الَّذى رانَ اللَّهُ عَلى قَلْبِهِ وَ صارَتْ دائِرةُ السَّوْءِ