هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
ادامه آيه فوق مىفرمايد: «... مِلَّةَ ابْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ» و هم شامل جنبههاى عملى خداپرستى است كه «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌ مُّبِينٌ وَأَنِ اعْبُدُونِي هذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ». «١» از سوى ديگر؛ دين قيّم همان خواسته فطرت است كه در سوره روم درباره آن مىفرمايد:
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ...» «٢» پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش الهى نيست. اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمىدانند.
خلاصه كلام اينكه مسير هدايت تشريعى بشر به سويى است كه كاملا" با فطرت انسانى سازگار بوده و مىتوان گفت كه يكى از اهداف هدايت تشريعى و دستورات دينى بسط معارف فطرى نهفته در جان آدمى است و انسان در سير اعتقادى و عملى خويش كه با التزام به عقايد و اجراى احكام و اعمال دينى به آنها مىپردازد، سير در باطن وجود خود نموده و فضائل درونى خود را به منصه ظهور مىرساند. از كلام اميرمؤمنان عليه السلام نيز مىتوان بدست آورد كه هدف اصلى بعثت انبيا زدودن پردهها از روى فطرت انسان است:
«فَبَعَثَ فيهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ الَيْهِمْ انْبياءَهُ لِيَسْتَأْدوُهُمْ ميثاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْليغِ وَ يُثيرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقوُلِ ...» «٣» پس خداى تعالى پيامبران خود را در بين آنان برانگيخت و ايشان را پىدرپى فرستاد تا عهد و پيمان فطرى خدادادى را از آنان بطلبند و نعمت فراموش شده (توحيد