هدايت در قرآن

هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠

هستى را اثبات مى‌كند و از درون خويش نيز به وجود او معترف است، امّا قادر به شناخت تك تك صفات و اسماى حسناى الهى نيست؛ در مورد معاد، اصل ضرورت آن را مى‌يابد امّا قادر به توضيح پيرامون كيفيت، مواقف و چگونگى حضور انسان در جهان آخرت و صدها مسأله ديگر در اين باره نيست. درباره وظيفه انسان نسبت به خداوند و نعم او نيز درك مى‌كند كه بايد او را بپرستد و به شكر نعمت‌هايش بپردازد ولى نحوه پرستش و شكرگزارى را نمى‌داند. در مورد مسائل اخلاقى نيز كليات را درك مى‌كند، مثلا" مى‌فهمد كه ظلم قبيح است و عدل زيباست امّادر تشخيص مصاديق ظلم و عدل به اشتباه مى‌افتد. نكته اساسى اين است كه انسان براى رسيدن به كمال وجودى خود نمى‌تواند به صرف كليات اكتفا كند، بلكه محتاج به شناخت جزئيات است تا بتواند تا حدى خداوند را شناخته به عبادت و تشكر از او بپردازد، آن هم عبادتى كه مقبول درگاه الهى واقع شود. درباره جهان آخرت نيز بايد از جزئيات مطلع شود كه بتواند از هم اكنون به فكر برطرف كردن نيازمنديهايش در آن جهان باشد و در حقيقت بفهمد كه كدام عملش، نفع او در جهان ديگر را تضمين مى‌كند و كدام عملش به ضرر او تمام خواهد شد. برطرف كردن همه اين حوائج در سايه هدايت تشريعى است كه خداوند براى بشر تدارك ديده و تنها با توجه به آن، بشر به كمال خويش خواهد رسيد.
٢- انسان موجودى است اجتماعى كه ادامه حيات او در سايه تعاون و استخدام ديگران به وجود مى‌آيد و خصيصه جلب منافع در افراد سبب به وجود آمدن اختلافات و سپس تشريع قوانين براى رفع آن اختلافات شده است. نكته قابل توجه اين است كه عقل بشر براى رفع اين اختلافات نمى‌تواند كافى باشد، زيرا اوّلًا هر كس در مقام تشريع قانون نيز در فكر جلب منافع بيشتر براى خودش مى‌باشد و اين خود دامنه اختلافات را گسترش مى‌دهد؛ ثانيا" محدوده قضاوت عقل، مسائل كلى است و عقل نمى‌تواند قوانين را به طورى تنظيم كند كه در بردارنده همه ابعاد سعادت جهان ديگرش نيز باشد. تنظيم قوانين اجتماعى به صورت دسته‌جمعى و با مشورت يكديگر نيز كارساز نخواهد بود، چنان كه ما با توجه به تغيير و تبديل قوانين ساخته و پرداخته شده توسط بشر به نقايص آنها پى مى‌بريم و علاوه بر آن مى‌بينيم كه اجتماعات بشرى- حتى در زمان كنونى كه‌