هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ » «١» آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين را برپاداريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد! تفاوت شرايع تنها در فروع و جزئيات همچون تشريع عبادات خاص و در سطح بيان معارف الهى بوده كه در هر زمان با توجه به رشد عقلانى بشر ميسر مىشده است. به همين دليل در شريعت اسلام كه خاتم شرايع و پيامبر آن خاتم پيامبران است، آخرين و برترين هدايت تشريعى كه بشر توان و طاقت درك و تحمل آن را دارد، ابلاغ شده است.
ضرورت هدايت تشريعى در اينجا ممكن است سؤالى مطرح شود كه با وجود هدايت تكوينى كه خداوند متعال براى به كمال رساندن همه موجودات و از جمله انسان در عالم خلقت قرار داده، چه نيازى به هدايت تشريعى وجود دارد؟ و به عبارت ديگر آيا هدايت انسان كه در سايه عقل عملى و الهامات فطرى به او صورت مىپذيرد براى هدايت او كافى نيست و نمىتواند او را به كمال مطلوبش سوق دهد؟
در پاسخ اين سؤال بايد گفت كه هر چند خداوند در هدايت تكوينى خويش انسان را به نعمت عقل مزين كرده و همچنين فطرت الهى او را به گونهاى قرار داده كه حقجو و حقپذير است و در اعماق دل او ميل به خدا و پرستش او قرار دارد و الهام خوبىها و بدىها نيز به او شده است امّا اين برخوردارى نمىتواند به طور كامل هادى انسان به سوى كمال باشد، زيرا؛ ١- انسان با عقل و فطرت خدادادى خويش كليات بسيارى از مسائل را مىفهمد و مىتواند به اثبات آنها نيز بپردازد، امّا در عين حال از تشخيص جزئيات و تفصيل آنها عاجز است. به عنوان مثال در مسائل مربوط به خداشناسى، وجود خداوند و خالق جهان