هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦
است كه به هر چيزى خلقتى را كه در خور اوست داده سپس آن را هدايت فرمود است.
٢- «الَّذى خَلَقَ فَسَوّى وَ الَّذى قَدَّرَ فَهَدى» «١» همان كه آفريد و هماهنگى بخشيد و آنكه اندازهگيرى كرد و راه نمود.
اطلاق اين آيه مىفهماند كه منظور از هدايت، هدايت عمومى همه مخلوقات است.
البته همانگونه كه از لفظ «قَدَّرَ» به دست مىآيد اين هدايت تكوينى با توجه به مقدرّات و شرايط و احوالى است كه هر موجود در آن قرار مىگيرد. يعنى هر موجود در مسير خاص خودش راهنمايى مىشود، به عبارت ديگر هر موجود در طول حيات خود به مقدارى از اين هدايت بهرهمىگيرد كه شرايط مقدّر شده به او اجازه دهد، همچنانكه از نظر زمانى نيز مقدار اين استفاده منوط به اجل مسماى هر موجود است.
٣- «وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلَاً» «٢» و پروردگار تو به زنبور عسل وحى (و الهام غريزى) نمود كه از كوهها و درختان و داربستهايى كه مردم مىسازند، خانههايى برگزين! پس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راههايى را كه پروردگارت براى توتعيين كرده است، به راحتى بپيما! بديهى است اين وحى از نوع وحى به پيامبران نيست، بلكه به معناى به وديعه نهادن يك تعليم و هدايت خاص در وجود زنبور عسل است كه به وسيله آن به زندگى اش ادامه داده و راه حيات را مىپويد و اين همان هدايت تكوينى است.
٤- «وَ اوْحَى فى كُلِّ سَمَاءٍ امْرَهَا» «٣» و در هر آسمانى كار (مربوط به) آن را وحى فرمود.
منظور از وحى به آسمانها، با توجه به امورمحوله به آنها در گردش منظم و ايجاد جاذبههاى مخصوص در نگهداشتن كرات آسمانى، همان هدايتى است كه در باطن آنها قرار داده شده است.
٥- «وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَاباً فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ