هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤
مطرح شده، به ما كمك نمايد. «١» نكته ديگرى كه درباره واژه هدايت بايد بدان توجه داشت اين است كه هدايت به معناى دلالت و راهنمايى، به دو صورت محقق مىشود:
«ارائه طريق» و «ايصال به مطلوب». در «ارائه طريق» هدايتگر تنها راه رسيدن به مقصد و هدف را نشان مىدهد؛ امّا در «ايصال به مطلوب» شخص هادى دست فرد هدايت شونده را گرفته و به مقصد هم مىرساند.
پس در حقيقت، هدايت دو مصداق دارد و تفاوت اين دو مصداق در اين است كه در هدايت به معناى ارائه طريق، احتمال و امكان تخلف فرد از هدايت مىرود، همانگونه كه قرآن مجيد با توجه به همين معناى هدايت مىفرمايد:
«وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى» «٢» ما قوم ثمود را هدايت كرديم؛ امّا آنها كورى «ضلالت» را بر هدايت ترجيح دادند.
در حالى كه در هدايت به معناى «ايصال به مطلوب» احتمال تخلف و ضلالت وجودندارد.
از ديگر واژههايى كه در قرآن مجيد بكار رفته و در معنا به هدايت و ضلالت بسيار نزديك است، واژههاى «رشد» و «غىّ» است. خداوند متعال در سوره بقره مىفرمايد:
«لا اكْراهَ فِى الدّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الْرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ». «٣» برخى در تفاوت ميان «ضلالت» و «غىّ» گفتهاند كه «غىّ» به گمراهى گويند كه ناشى از جهلى است كه به سبب اعتقاد فاسد باشد در حالى كه «ضلالت» مىتواند در اثر گمراهى به وسيله نداشتن اعتقاد هم باشد. «٤» قرآن، كتاب هدايت