هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١
«وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» «١» ما براى مردم در اين قرآن از هر نوع مَثَلى زديم، شايد متذكّر شوند! نمونههايى از مَثَلهاى قرآنى ١- آب و كف: از ديدگاه قرآن، حق در جهان ماندنى و اصيل است و باطل از بين رفتنى و ناپايدار، قرآن براى فهماندن اين حقيقت به انسانها، دو مَثَل زده است، در يكى، حق را به آب تشبيه كرده و باطل را به كف روى آب؛ و در ديگرى، حق را به فلز گرانبهايى كه در كوره ذوب شده و باطل را به كفى كه بر روى فلز مذاب ظاهر مىشود. سپس نتيجه و پيام اين دو تشبيه را چنين بيان كرده است:
«فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْه هدايت در قرآن ١٣١ طرح سؤال ص : ١٣١ َبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ» «٢» امّا كفها به بيرون پرتاب مىشوند، ولى آنچه به مردم سود مىرساند، در زمين مىماند، خداوند اين چنين مثال مىزند! قرآن با اين مثال زيبا به ما توجه مىدهد كه باطل، شرك، كفر و نفاق ماندنى نيستند، تنها مدت كوتاهى جولان مىدهند و حق را مىپوشانند. آنان همچون كف روى آب و روى فلزات مذابند كه دوامى نداشته و به تندى، سراب وجودشان بر همگان معلوم مىگردد. امّا آنچه ماندنى است حق است و طرفداران آن، كه همچون آب و فلز هم دوام دارند و هم مايه حيات و منفعتند.
ناگفته نماند كه قرآن براى بيان حق و باطل، مثالهاى ديگرى را نيز آورده است. براى مثال، اهل باطل را در ناكامى از رسيدن به مقصد و بى نتيجه ماندن اعمالشان به شخصى تشبيه كرده كه از دور، دستهاى خود را گشوده، به سوى آب دراز مىكند. تا كفى از آب بر دهان خود برساند، امّا نمىتواند و فقط صورت آب نوشيدن را در مىآورد و ناكام و