هدايت در قرآن

هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠

بگونه‌اى ناخودآگاه، راه‌هاى دزدى و فساد را به خواننده خود القا مى‌كند. اين بدآموزى‌ها در داستان‌ها و رمان‌هاى عشقى بيشتر خودنمايى مى‌كند. ولى قرآن داستان‌ها را به نوعى نقل مى‌كند كه هيچ گونه اثر بدآموزى در آن وجود ندارد. نمونه‌اى براى اين ادعا، داستان حضرت يوسف عليه السلام است. در بخشى از اين داستان به ماجراى عشق زليخا اشاره شده و صحنه ماجرا منعكس مى‌گردد. ولى هرگز كوچك‌ترين بدآموزى و انحراف در خواننده ايجاد نمى‌كند.
تمثيل‌ از ديگر روش‌هاى قرآن كريم براى تربيت انسان‌ها، «مثل زدن» است. راغب اصفهانى در مورد معناى مثال مى‌نويسد:
مثل زدن يعنى در مورد يكى از دو چيز كه به همديگر شباهت دارند، مطلبى بگويى به اين قصد كه مشابه آن مطلب در مورد ديگرى تصوير و تبيين شود. «١» مثال، حقايقى را كه از دسترس افكار عموم دور است به ذهن نزديك ساخته و در آستانه حس قرار مى‌دهد و در حقيقت راه فهميدن مطالب را آسان مى‌كند. گاهى يك مثل در عين كوتاهى ما را از آوردن استدلال‌هاى طولانى بى نياز مى‌كند. علاوه بر آن، مثل- بر خلاف برهان كه بيشتر براى دانشمندان مفيد است- براى عموم مردم نيز فايده بخش است و هر كس در حد فهم خود از آن استفاده مى‌كند. مَثَل به دليل اينكه معقول را به محسوس تشبيه مى‌كند و انس انسان با محسوسات بيشتر است، درجه اطمينان انسان به مسائل را بالا مى‌برد و حتى لجوجانى را كه با استدلال‌هاى عقلى قانع نمى‌شوند، مجاب كرده ومجال بهانه‌گيرى را از آنان سلب مى‌كند.» قرآن شريف با توجه به فوايد مَثَل، در موارد متعددى براى اثبات سخن و يا فهماندن مطالب بلند از تمثيل استفاده كرده و آن را مايه تذكّر و تفكّر انسان‌ها مى‌داند و مى‌فرمايد: